نسخه آزمایشی
Latest Posts

دوشنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۱۰

General Mohammad Reza Madhi : Pro-Development progresses needs police

Ardavan Roozbeh\ Radio Koocheh
ardavan@koochehmail.com
I believe that after-election progresses were rear in contemporaneous history of Iran. Even we could say that regarding to the world reaction to it, was unique due to new technologies. There have been a few movements in Iran’s history that made other same thoughts aligned from all over the world.
This progress that came along side with much “DOs and DON’Ts” contains symbols of wisdom and public companionship that made them to demonstrate against regime after 3 decades openly. It criticize the minorities in society who want maximum of all the things and moves in a movement shape toward being a bilobate sword due to folly of totalities rulers and orients 30 years regime progress into another way.
On the other hand the opponent and congruent of present progress or the analyzers who see future of Iran after 10th Iranian presidential election made different opinions and views toward to after-election events.
These views cause Radio Koocheh to cast them and other opinions and go for experts as much as it could and ask them to do pathology about these movements.
Maybe movement leadership role, charismatique flows, wiseness, democracy and orientation and the future which will happened for these people made causes the progress to scrutinize from different dimension by unprejudiced medias.
Because of that, we entered in to this event and we name it “Moment Interview”. In the interview, first we talk to Mohammadreza Madhi, military and intelligence expert.
Interviewing with him might be interesting because he was a top commander of Revolutionary Guard and the chief of a committee named “Regime Retinue” in Islamic Republic. Our interview with Madhi subjected to presence of Militant in after election events.  In a situation when many people criticize the presence of militant in governing and believe that a militarists could never represent democracy.

read more...

یکشنبه ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰

انتصابات جدید در جنبش جمع یاران




read more...

مصاحبه دکتر نوری‌زاده با سردار مدحی


فایل صوتی:


فایل تصویری:







read more...

آیت اله نمایی که قتل عام ملت را پیروزی میداند


read more...

گفت‌و‌گوی با مدحی : جریان تحول‌خواه نیاز به نیروی نظامی دارد

اردوان روزبه / رادیو کوچه
به نظر من جریان‌های بعد انتخابات – در نوع خود- در تاریخ معاصر ایران کم‌نظیر بوده است. حتا شاید بتوان گفت با توجه به انعکاس آن در جامعه جهانی به یمن فن‌آوری‌های نوین بی‌نظیر بوده است. کم‌تر حرکتی در تاریخ ایران وجود دارد که تا این حد اندیشه‌های هم سوی خود را در اقصا نقاط دنیا به حمایت وا داشته باشد.
فایل صوتی:




فایل تصویری:



read more...

نامۀ گلپور بازی اطلاعاتی و تنفس مصنوعی به حاکمیت؟

اخیرا رضا  گلپور نویسنده کتاب "شنود اشباح" نامه ای خطاب به اسفندیار رحیم مشایی نوشت که این نامه تحت  عناوینی چون " افشاگری بی سابقه در خصوص رحیم مشایی " بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری داخلی و خارجی داشت.
read more...

آیا ترور هاشمی رفسنجانی توسط گروه فرقان، ساختگی بود؟

نگاهی بر تناقضگویی آقای هاشمی  و همسرش در جریان بازگویی واقعه ترور وی در سال 58 و ابهامات گسترده در این پرونده ( به انضمام فیلم اظهارات هاشمی در بیمارستان و مصاحبه عفت مرعشی )
read more...

پنجشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۱۰

گفت‌و‌گوی با مدحی : جریان تحول‌خواه نیاز به نیروی نظامی دارد

اردوان روزبه / رادیو کوچه
به نظر من جریان‌های بعد انتخابات – در نوع خود- در تاریخ معاصر ایران کم‌نظیر بوده است. حتا شاید بتوان گفت با توجه به انعکاس آن در جامعه جهانی به یمن فن‌آوری‌های نوین بی‌نظیر بوده است. کم‌تر حرکتی در تاریخ ایران وجود دارد که تا این حد اندیشه‌های هم سوی خود را در اقصا نقاط دنیا به حمایت وا داشته باشد.
فایل صوتی:




فایل تصویری:



read more...

سه‌شنبه ۱۶ نوامبر ۲۰۱۰

مصاحبه ی گاردین با سردار مدحی

read more...

پنجشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۱۰

تشکر

بدینوسیله از زحمات جناب آقای احسان سلطانی که در سمت سخنگوی جنبش جمع یاران مشغول بودند تشکر میگردد
امید است در عرصه های دیگر موفق باشند.
read more...

یکشنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۱۰

ضرورت تشکیل دولت موقت در تبعید

بسمه تعالی
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ 
ضرورت  تشکیل دولت موقت در تبعید
ملت مبارز و آگاه و رنج کشیده ایران، خانواده های معظم و معزز شهداء(ع)، جانبازان، ای شهدای زنده تاریخ سی ساله، بسیجیان، سربازان مخلص خدا، پاسداران شرافتمند، ارتشیان غیور، نیروهای نظامی و انتظامی مصادره شده، سربازان گمنام ملت ایران، مهندسین و کارگران صنعت نفت و دیگر صنایع، اساتید دلسوز و منزوی دانشگاه ها، دانشجویان دلیر، معلمان بزرگوار آموزش و پرورش، دانش آموزان آینده ساز عزیز، بازاریان مسلمان و متعهد، اصناف محترم، کشاورزان، کارگران، بازنشستگان، شیر زنان پاکدامن و ای طفلان در گهواره صاحبان و ارثان خاک طاعون زده و به یغما رفته ایران، "ما فرزندان شما در جنبش جمع یاران تاریخ را شاهد و گواه خود قرار داده و می دهیم" بیش از 15 سال است به این نتیجه رسیده ایم که راه و مسیر انقلاب مردم ایران به انحراف کشیده می شود، لذا از آن زمان در راه آرمان های مردم مظلوم کشورمان، که همانا استقلال و آزادی و سعادت دنیا و عقبی است، بر علیه این کجرویها قیام نموده و سنگر به سنگر مقاومت و ایستادگی نموده و ذره ای حتی یک وجب عقب ننسشته ایم. اکنون اعلام می داریم هر رنج و محنتی را بجان خریده، با شما و با شهدای عزیزمان تجدید پیمان نموده و حاضریم جان ناقابل خود را فدای کشور و ملتمان نماییم. ای ملت عزیز ایران، امروز که ما در موقعیت حساس تاریخی و سرنوشت ساز کشورمان قرار داریم اعلام می داریم چون مسئولین کودتاگر 22 خرداد 1388 و حاکمیت ظلم و جور در ایران حاضر به شنیدن هیچ صدای دلسوخته ای نبوده و دین و دنیا و تمامیت ارضی کشورمان را در معرض نابودی قرار داده اند، بر آن شدیم تا گامی مهمتر و فراتر از آنچه که تاکنون انجام داده ایم، برداریم و آن اعلام "تشکیل دولت موقت در تبعید" است.
از این رو جنبش جمع یاران به حاکمیت و دار و دسته تفکر حاکم، که هدفی جزء نابودی کشور و ملت شریفمان در سر ندارند، هشدار می دهیم از هر گونه سوء استفاده موذیانه و رذیلانه از میراث مقدس و گرانسنگ شهداء(ع)، رزمندگان، جانبازان و ایثارگران دفاع مقدس پرهیز نموده و راه را برای برگزاری یک همه پرسی عادلانه و منصفانه، مرضای ملت ایران و نیز طبق موازین شناخته شده بین المللی هموار نموده تا خود را بیش از این در پیشگاه تاریخ و مردم ایران عزیز کشورمان منفور و سیه رو نسازند.  
جنبش جمع یاران در همینجا اعلام می دارد از هر توان و فرصت سیاسی ممکن برای به زیرکشیدن حاکمیت کنونی بهره خواهد جست و به صورت رسمی و علنی همه همرزمان و باورمندان به جنبش جمع یاران را برای حمایت و پیوستن به این حرکت تاریخی فراخوانده و تمامی مبارزان، آزادیخواهان، حامیان تمامیت ارضی، استقلال، آزادی و دمکراسی، طرفداران جدایی دین از حکومت، عاشقان عدالت و برابری، ظلم ستیزان و مخالفان تبعیض و نابرابری را به همیاری و همکاری دعوت می نماید.
جنبش جمع یاران با هدف تحقق آرمان های والای ملت شریف ایران، به زودی برنامه دولت موقت در تبعید و پیشنویس قانون اساسی جدید را در معرض افکار عمومی ایران قرار داده و به محضر مردم شریف ارائه خواهد نمود.
جا دارد تمامی آحاد ملت شریف ایران به ویژه پاسداران، ارتشیان و بسیجیان جان برکف اسلام دست در دست یاران دیرین خود داده تا در راه تحقق آرمان های و الای ملت شریف ایران، دولت موقت در تبعید را یاری نمایند.
نصر من الله و فتح قریب
محمدرضا مدحی
دبیرکل جنبش جمع یاران 

 
read more...

پنجشنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۱۰

حمایت جنبش جمع یاران از پناهجویان ایرانی در کشور یونان

تصویر نامه ارسالی به آقای بان کی مون دبیر کل محترم سازمان ملل

ترجمه متن بالا
جناب آقای بان کی مون
دبیرکل محترم سازمان ملل
احتراما، افتخار دارم به اطلاع جنابعالی برسانم که از اول سپتامبر 2010 ، تعدادی پناه جوی سیاسی ایرانی در یونان در مقابل دانشگاه آتن دست به اعتصاب مسالمت آمیز زده اند. درخواست ساده ای از دولت یونان برای بررسی تقاضاهای اعطای پناهندگی سیاسی دارند و آن اینکه هر چه زودتر به این تقاضاها پاسخ دهد.
به عنوان دبیرکل جنبش جمع یاران ایران (به عنوان یک سازمان سیاسی مخالف دولت ایران) حمایت جنابعالی از پناهندگان و پناه جویان سیاسی ایرانی و کمک جهت پاسخ به تقاضاهایشان را خواستارم. متاسفانه رفتار دولت یونان با پناهجویان سیاسی ایرانی بدور از نجابت انسانی است.
در چند روز گذشته، دولت یونان حتی از تامین آمبولانس برای رساندن پناهندگان سیاسی بیمار به بیمارستان خودداری ورزیده، تندروها به پناهجویان ایران حمله ور شده و پلیس یونان طی زد و خوردی در مقابل دانشگاه، یک پناهنده لب دوخته ایرانی را مورد ضرب و شتم قرار داده است.
پناهندگان سیاسی ایران از ظلم و ستم و به امید نیل به آزادی و دمکراسی به قلمرو خارجی از کشور خود متواری شده اند. حقوق اساسی و انسانی آنان در یونان بطور مکرر از سوی مقامات و پلیس آن کشور نقض گردیده است. اینگونه رفتار و سیاست های دولت یونان باید شدیداً مورد تقبیح قرار گیرد. از شما خواسته می شود تا به رنج و تعب پناهجویان سیاسی ایران پایان دهید.
موقع را مغتنم شمرده، احترامات فائقه را تجدید می نمایم.
محمدرضا مدحی
دبیرکل جنبش جمع یاران
read more...

یکشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۰

مصاحبه با رادیو کوچه : به نظر من جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند

محمد‌رضا مدحی، کارشناس سیاسی و استراتژیک
محمد‌رضا مدحی، کارشناس سیاسی و استراتژیک
سفر رهبر ایران به قم هم‌ر‌اه با اما و اگرهایی است که فقط از یک سوی مطرح نمی‌شود. نگاه‌های مختلف به حضور فردی که به لحاظ قانونی باید رهبری سیاسی و رهبری به نوعی دینی را در ایران داشته باشد آن هم بعد ده سال در قم از پی چه پیامدها و در پی چه اهدافی است.
یافتن جای‌گاه امامت که این روزها از سوی طرف‌داران وی در رده بزرگان قوم مطرح می‌شود، آشتی با برخی از علما که پس از انتخابات پرحادثه ایران لب به اعتراض به روش‌های اداره کشور زدند و یا سفر به قصد ایجاد فرایند تازه‌ای که بتواند استحکام حضور رهبری باشد که این روزها یکی از کسانی که از روی آن در حال عبور است کسی است که وی برای او حتا در برابر مردم هم به روایتی ایستاده است. محمود احمدی نژادی که بارها با ارایه نظرهایی متفاوت با وی نشان داده است که قدرت عبور از رهبر را دارد. آیا این به اتکای نیروهای پشت پرده پرقدرتی است که به این رییس دولت دهم وعده‌هایی را داده‌اند؟


یا به روایت برخی فرزند همین رهبر شاید منتظر تثبیت جای‌گاه رهبری امامتی است تا کار را پی بگیرد؟ اما سفر پر هزینه رهبر ایران به قم که به قول یک روزنامه‌نگار به یاد‌آور جشن‌های دوهزار و پانصد ساله است، در راه است. آیا رهبر ایران حکم امامت را خواهد گرفت و یا خبری دیگر در راه است از نکته‌هایی است که کمی زمان می‌خواهد.
«محمد‌رضا مدحی» تحلیل‌گر نظامی و استراتژیستی است که در بدنه رهبری نظام سمت داشته است. مدحی در مصاحبه امشب به این سوال من پاسخ داده است که آیا قرار است پروژه عبور از رهبری استارت بخورد؟ آیا می‌توان باور کرد که با این شرایط موجود ایران در بحران نیست؟
گفت‌و‌گوی این برنامه با محمد‌رضا مدحی است:
فایل صوتی را از اینجا بشنوید




لینک منبع: http://radiokoocheh.com/article/64278

read more...

شنبه ۱۶ اکتبر ۲۰۱۰

پیش درآمدی بر سفر رهبری به قم ، تهدیدات و فرصت های پیش روی جنبش

با گذشت حدود 10 سال از سفر رسمی رهبری به قم، سفر قریب الوقوع وی در حالی انجام میشود که کشور در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ... نسبت به سفر قبلی وی دستخوش تغییرات فراوان و اساسی واقع شده و مشکلات عدیده گردیده است از جمله : عدم اقبال ایشان در هدایت صحیح کشور و مورد سوء استفاده قرارگرفتن از سوی برخی جناح های سیاسی، هزینه کردن جایگاه رهبری برای گروهی خاص، که در واقع بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که آن حمایت ها را نیز میتوان در ردیف بازی خوردن های سیاسی ارزیابی کرد و موجب دلخوری بسیاری از بزرگان حوزه گردیده، و نیز مقبولیت رهبری در نزد افکار عمومی حوزوی یعنی روحانیون و طلاب علوم دینی و مراجع بیش از پیش کم رنگ شده است. با این حال که خود ایشان نیز از عدم استقبال علما و روحانیون برجسته از خود اطلاع کافی دارد و به عواقب این کم اعتنایی آگاه و واقف است لذا مهیا شدن برای این سفر از چند حیث قابل تامل و بررسی می باشد.
 دو حالت متصور است:
1- این سفر با میل و موافقت ایشان و برنامه ریزی مشاورین ایشان انجام میگردد که در آن صورت :
الف) با توجه به محتمل بودن مشاوره های اشتباه (جهت دار و عمدی) جهت تخریب ایشان، مشاوره های اشتباه توٲم با القاء این موضوع که این سفر میتواند در این شرایط نتایج قابل توجهی داشته باشد، موجب این سفر شده است.
ب) با توجه به حمایتی که ایشان تاکنون از دولت احمدی نژاد نموده است (آنهم نیز در اثر مشاوره های اشتباه و جهت دار بود)، بی اعتنایی و اعتراض علمای قم به دولــت و شخـص احمدی نژاد موجب شده است تا وی جهت تقویت ارتباط بین قم و دولت شخصا پیش قدم شده باشد تا با  جلب حمایت حوزه، عرصه را بر مخالفین خود تنگتر نماید.
که در این حالت نیز با دست خالی باز خواهد گشت.
ج) عده ای نیز معتقدند جهت اعلام مرجعیت عام و تثبیت امامت این سفر انجام میگیرد.
2- این سفر به اجبار و در شرایطی که ایشان ناچار به انجام آن است انجام میگردد که در آن صورت:
الف) با توجه به فشار همه جانبه مبنی بر استیضاح وی ( نامه کروبی به هاشمی، نامه کدیور به هاشمی، نامه کنشگران اجتماعی مانند نوریزاد به آیت الله خامنه ای، انتشار شایعه نامه آقای صادق لاریجانی به آیت الله خامنه ای و ...) و اجرای بدون کم و کاست اصل 111، برای جلب نظر علما و جلوگیری از این اتفاق و گرفتن تائیدیه، ناچار به این سفر است.
ب) در زمان نبود وی عده ای از موافقان افراطی وی جهت حفظ قدرت و ثبات دست به اقداماتی از جمله حذف و یا دستگیری های گسترده در سطح سران مخالفین بزنند لذا وی جهت حفظ جایگاه رهبری بناچار به این سفر میرود.
ج) فرستادن وی به این سفر جهت حذف فیزیکی ایشان توسط دارو یا ... ومتهم نمودن علمای مخالف و آماده کردن بستر حذف مخالفان تفکر فرقه مصباحیه و تثبیت تفکر تک قطبی.
د) فرستادن وی به این سفر و تخریب نمودن وجهه وی و سپس انجام کودتا توسط یک طیف و مطرح نمودن رهبری هاشمی شاهرودی که تقریبا همه چیز برای رهبر شدن ایشان مهیا بوده و می توانند روی وی به اجماع برسند و ...
در حالت دوم که بسیار محتمل است، رهبری به ناچار به این سفر میرود تا اعتبار خدشه دار شده جایگاه رهبری را باز سازی نماید و مقدمه آشتی حوزه و طیف رهبری شود. در ماه های اخیر شاهد اوج اختلافات میان هاشمی رفسنجانی و ایشان بودیم که در زیر به صورت کامل بدان اشاره میگردد.
همگان بر سراین موضوع اتفاق نظر دارند که پاشنه آشیل هاشمی رفسنجانی فرزندانش میباشد و هنگامی که به فرزندان وی فشار وارد میشود وی عقب نشینی میکند. پس از جریانات انتخابات 88 و اعتراضات علنی هاشمی رفسنجانی به شخص رهبری و سپس خروج مهدی هاشمی، آیت الله خامنه ای تمام تلاش خود را بکار بست تا با تحت فشار گذاشتن فرزندان هاشمی در شرایط بحرانی آن زمان، هاشمی را به عقب براند که در این راستا می توان به جریان انداختن پرونده مهدی در پلیس اینترپل، آزار و اذیت و سلب امنیت جانی فرزندان هاشمی مانند فائزه اشاره نمود که نهایتا منتج به اجلاسیه خبرگان سال گذشته و دفاع همه جانبه هاشمی از رهبری و سکوت ایشان در برابر مسائل اخیر گردید و سپس با این عقب نشینی، رهبر جمهوری اسلامی نیز عقب نشست و تا مدت ها دستگاه قضایی در خصوص پرونده فرزندان هاشمی اظهار نظر ننمود و در خصوص دانشگاه آزاد و درگیری میان احمدی نژاد و دانشگاه آزاد، رهبری طرف هاشمی بلند شد و اظهار کرد که دانشگاه آزاد باید به روال قبل اداره گردد.
 اما با گذشت چند مدت و اینکه هاشمی اطراف خود را تقویت نمود با برنامه ای کاملا از پیش تعریف شده و نسبتا پیچیده به مصاف آیت الله خامنه ای رفت. در اجلاس اخیر خبرگان شدیداً به سیاست های ماجراجویانه و غلط دولت احمدی نژاد تاخت و توانست اکثریت خبرگان را با خود همراه نموده و طرفداران آیت الله خامنه ای در این مجلس خبرگان را به انزوا بکشاند. در ماجرای نامه نگاری ها نیز مفروض است ابتدا به خواست هاشمی، کروبی به هاشمی نامه مینویسد و در اعتراض شدیداللحن به مواضع رهبری و عملکرد ضعیف وی از هاشمی خواستار اجرای اصل 111 قانون اساسی میشود و این نامه را علنی مینماید. در مرحله بعدی با به وجود آوردن فضایی که باب انتقادات به رهبری باز گردد کنشگران اجتماعی ترغیب میشوند تا نامه های اعتراضی به آیت الله خامنه ای بنویسند مانند نامه های محمد نوریزاد به رهبری، سپس حلقه کدیور با محوریت خود او که بسیار نیز نزدیک به مهدی هاشمی میباشد بنا به هماهنگی های قبلی و خواست هاشمی یک نامه حقوقی و بنظر مستدل با ذکر موارد فقهی که ولایت آیت الله خامنه ای باطل گردیده است به هاشمی مینویسد و از هاشمی خواستار اجرای وظائف مجلس خبرگان میگردد و سپس این نامه را علنی میکنند و سپس دست به اختلافاتی صوری در خبرگان مبنی بر لزوم پاسخگویی به این نامه  میزنند سپس هاشمی در اظهار نظری آشکار اظهار مینماید که شما نیز مورد خطاب قرار گرفته اید اگر نیاز می بینید پاسخ دهید و در آخر با ذکر اینکه برخی ایرادات وارده را خود من نیز قبول دارم و در صورت لزوم پاسخ داده خواهد شد به مشتعلتر شدن این جریان دامن میزند. سپس حلقه جرس نزدیک به مهاجرانی که وی نیز ارتباط نزدیکی با مهدی هاشمی دارد دست به انتــــشار نامه ای غیرواقعی و انتقادی از سوی لاریجانی به آیت الله خامنه ای میزند تا پازل تکمیل گردد و القاء این موضوع که اعتراضات همه جانبه به رهبری وارد شده است مقدمات استیضاح را فراهم آورند.در برخی موارد نیز مانند پیش از انتخابات تبخیر مسائل سری کشور را از زبان همسر هاشمی عفت خانم میتوان شنید.
 ایشان پیش از انتخابات گفت اگر تقلب شود مردم به خیابان میریزند. مشارالیها در اظهار نظری جدید عنوان نمودند که مهدی با افتخار به کشور بازخواهد گشت به صورتی که بسیاری از طرفداران وی در فرودگاه به استقبالش خواهند رفت، لذا این موضوع نیز بسیار قابل تامل است.
از طرفی نباید نادیده گرفت مدتهاست هاشمی رفسنجانی در خبرگان شورایی شدن رهبری را مطرح نموده است و از سویی دیگر با اعلام مرجعیت هاشـمی شاهــرودی، راه اندازی وبسایت رسمی وی به چند زبان، حتی قویتر از سایت رهبری، قائم مقامی وی را تثبیت نمودند تا آن اشتباهی که در ارتباط با آیت الله خامنه ای مرتکب شد مجدداً مرتکب نشود تا بدین ترتیب پیش از اعلام رهبری، وی صلاحیت مقام رهبری را احراز نموده باشد.
به همین منظور آیت الله خامنه ای ناچاراً باید قدم به این سفر بگذارد تا اقبال خود را امتحان نماید (شاید هم بازی باخت باخت خود را امتحان نماید). و البته به علت فشار مجلس خبرگان و ارزیابی خود رهبر جمهوری اسلامی از میزان وجاهت و مقبولیتش نزد علمای قم، دلیل دیگر انجام این سفر می باشد.
این نکته حائز اهمیت است که هاشمی شاهرودی در این چند مدت اکیداً اظهار نظری در خصوص مسائل انتخابات به نفع و ضرر جناح خاصی ننموده است و به نوعی میتوان گفت که وی را، که دارای وجاهتی ( ساختگی و غیرواقعی ) بین جریان اصلاحات و سبز نیز هست، تا به حال هزینه ننموده اند تا در زمان نیاز با حمایت همه گروه ها و جریانات با تغییر رهبری و استراتژی حفظ نظام، با ایجاد امید به آینده بهتر و با تغییر رهبری، خطر سقوط نظام را ولو با هزینه نمودن آیت الله خامنه ای، از سر بگذرانند.
در این میان البته سفر احمدی نژاد به لبنان که قرار بود چند روز به طول بیانجامد، با اعلام خبر رسمی زمان دقیق سفر رهبری به قم، ( 27/07/1389 ) به دو روز کاهش یافت و بنا به دلایل نامعلوم از جنبه عمومی به سرعت به ایران باز میگردد.
عده ای از کارشناسان با نفوذ سیاسی معتقدند احمدی نژاد به همراه عده ای در زمان نبود رهبری در تهران و همچنین همزمان با تخریب شدن وی در قم، قصد انجام کودتا و اعلام رهبری هاشمی شاهرودی را دارند که با توجه به اینکه همیشه عنوان شده است این جریان از رهبری نیز عبور خواهد نمود محقق خواهد شد.
در تشریح علل انجام سفر آیت الله خامنه ای به قم و در حالت اول یعنی ایشان با میل خود به این سفر میرود که کاملا شکل خوش بینانه ماجراست. مشخص است که قم با توجه به جو حاکم و اتفاقاتی که پس از انتخابات افتاد مانند حمله به نام طرفداران وی به خانه علما مانند حضرات آیات عظام منتظری (رضوان الله تعالی) و صانعی و تخریب بیوت آنها، فیلتر کردن سایت های ایشان و همینطور ایجاد مزاحمت برای روحانیون ناراضی و از طرفی دیگر بازداشت گسترده بسیاری از روحانیون مخالف، اکیداً تمایلی به پذیرفتن وی آنهم با این وضعیت ندارند.
لذا میتوان اینگونه ارزیابی نمود در حالتی که رهبری با میل خود اما تحت تاثیر مشاوره های اشتباه به این سفر می رود، عده ای درصددند با علم به اینکه ایشان تخریب شده به تهران بازخواهد گشت برای پیشبرد برنامه های آتی خود و هموار نمودن مسیر حذف وی، ایشان را ترغیب به انجام این سفر نمایند.
ایشان تحت تاثیر آن مشاوره ها  در این سفر سعی خواهد کرد به هر نحو ممکن با وعده و وعیدهایی که به مراجع و روحانیون می دهد چهره مخدوش جایگاه خود را نزد آنان ترمیم کند و پایگاه روحانیتی خود را در حوزه مستحکمتر از گذشته کند که در صورت تحقق، می تواند مهمترین دستاورد این سفر باشد.
اما در خصوص حمایتی که ایشان از دولت نمود و بعدها احمدی نژاد در برابر وی مواضع سرسختانه ای اتخاذ نمود، بنا به  موضع گیریها و عملکرد دولت دلخوری ها و واکنش های تندی را از سوی مراجع و حوزویان حتی مراجع نزدیک به رهبری همچنون آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی را در پی داشته است که می توان به اظهارات احمدی نژاد در خصوص مساله حجاب و اخیراً هم اظهار نظر در رابطه با منشور کورش و اظهارات مشایی در خصوص مکتب ایرانی بجای مکتب اسلامی و طرفداری سرسختانه احمدی نژاد از وی  اشاره داشت که جهت دلجویی و ترغیب به دیدار علما با دولت نیز میتوان این سفر را ارزیابی نمود.
البته حالت اول بسیار بعید به نظر میرسد، اما در مفروضات جای خود را دارند.
اما از میان تمام مواردی که ذکر شد برای مردم ایران و جنبش جمع یاران آماده باشی کامل جهت رویارویی با جریانات احتمالی لازم بوده و میبایست از نقش پدر خوانده های قدرت و قدرت طلبان غافل نباشند و خود را جهت روزهایی پر از حوادث سخت آماده نمایند تا اشتباهات تاریخی گذشته تکرار نشود.

قریب به سه ماه قبل و پس از بازگشت از یک سفر سخت به آقایان سید محمد کشتزاری و احسان سلطانی begin_of_the_skype_highlighting     end_of_the_skype_highlighting در منزل خود عرض نمودم که در چهار ماه آینده ایران آبستن حوادثی هولناک خواهد شد و لذا برای آنروز باید تدبیری اندیشد ! امروز باز بر سر همان عرایض خود بوده و اعلام میدارم که میبایست تدبیری از برای برون رفت از بحران کشور و پدرخوانده های داخلی اتخاذ گردد.
با تشکر
سید رضا حسینی ( مدحی )
دبیر کل جنبش جمع یاران
read more...

دوشنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۱۰

به مجنون گفتند زنده بمان،کاش میماند

معمولا به ما که در جنگ نبودیم و در اوایل و اواسط جنگ به دنیا آمده ایم میگویند شما که در آن زمان نبودید چرا اینقدر به این تاریخ میپردازید، میگویم برای اینکه این تاریخ،تاریخ پرافتخاریست.مانند آن نسل شاید دیگر تکرار نشود.مرور خاطرات آنها به انسان درس استقامت و ایستادگی در دفاع از حق و حقیقت را میدهد . میگویم اگر ذره ای از خلوص و صداقت آنان را که در خاطرتشان میتوان یافت، افرادی که امروز بر مناصب کلیدی حاکمیت تکیه زده اند به کار میبردند کشور گلستان میشد.
آنان که رفتند و ساک منافعشان را پشت خاکریزها زمین گذاشتند یا خیلی هایشان اصلا ساک منافعی نداشتند که زمین بگذارند و جانشان را دستشان گرفتند و جاودانه شدند میتوانند برایمان چون چراغ راهی در این مسیر پرهزینۀ مقابله با ظلم و قدرت طلبی باشند.مرور خاطرات و تاریخ دفاع مقدس برایمان درس وفاداری و استقامت و پایداری در راه مبارزه با باطل است.
جزیره مجنون!
نمیدانم چرا نامش را مجنون گذاشته اند، آنجا محل عروج سه شقایق عاشقی است که هر کدام برای خود در عاشقی روی مجنون را سفید کرده بودند. شهدای بزگواری چون «حمید باکری»،«محمد ابراهیم همت»،«مهدی باکری».آقا حمید و آقا مهدی که پیکرهای مطهرشان آنجا جا ماند و شهید همت نیز سرش را در آنجا تقدیم کرد. جزیرۀ "مجنون " ،عشاقی را جاودانه کرد که پس از آن شرمش میشود مجنون خطابش کنند. شرح این عشق ها را باید گفت. باید گفت آنها که جان بر کفشان گرفتند آنان که نوک پیکان نبرد و دفاع از حق بودند ابتدا مشق عاشقی ها کردند و پیش از آنکه با دشمن بجنگد با خودشان جنگ هایشان را کرده بودند که به مقام فلاح رسیده بودند و به جز خدا و رضایتش هیچ چیز نمیدیدند.رضایت خدا در چه بود؟ بیشک دفاع از جان و مال و ناموس مردم را رضایت خدا میدانستند.
این " مجنون " چه رازهایی در خودش دارد.این ها واقعا روحشان چقدر بزرگ شده بود و آن خاکریزها با این ها چه کرده بود که نقل میکنند " داشتند زمین و زمان را به هم می دوختند . گرد و خاکی بپا بود ، حمید افتاده بود توی کانال . نمی شد رفت طرفش . بچه ها گفتند : اول جنازه حمید را بیاورین پشت . مهدی اجازه نداد . گفت : اول بقیه شهداء آخر حمید . آتش خیلی سنگین بود جنازه رجبی درست افتاده بود ابتدای کانال ، یک کالیبر 50 آن جا را یکریز می کوبید . مهدی و جوادی رفتند زیر آتش تلاش کردند بالاخره جنازه رجبی را آوردند .اما هنوز جنازه حمید بر زمین مانده بود خط تثبیت نمی شد . دشمن فشار می آورد . بچه ها گفتند : برویم حمید را بیاوریم . گرد و خاک روی صورتش نشسته بود و روی مژه هایش . گفت : نه نمی خواهم برای برادر من جانتان را از دست بدهید ، همه بسیجی ها مثل حمید برادر من هستن . مجبور بودیم برگردیم . زیر آتش مستقیم بودیم برگشتیم حمید ماند آن طرف ، مهدی را دیدم که اشک داشت دو راه توی پهنی صورت خاکیش باز می کرد." شاید همان باعث شد که پس از آن اندوهی عجیب بر چشمانش باشد.شايد به خاطر همين حس بود که دعا کرد جنازه خودش هم پيدا نشود. و نوشت دعا میکنم تا تکه تکه شوم تا جنازه ام یک وجب از خاک این دنیا را اشغال نکند و همان شد که در عملیات بعدی در دجله قایقش هدف گلوله مستقیم آرپی جی قرار گرفت و پیکر مطهرش هیچگاه پیدا نشد .اما حالا ، " مسئول فلان سازمان تا به ایل و تبار و فامیل های خودش رسیدگی نکند و اگر یک پستی از پدر زن فرزندش تا فلان پسرخواهرش ندهد که به کار کسی رسیدگی نمیکند و حتی حاضر است برای پشتیبانی از هزار خطا و اشتباه او با صد نفر درگیر شود ."
این است که باید تاریخ جنگ واکاوی شود . شرح این عاشقی ها را باید گفت. چه دیده بودند که شهید کاظمی از آخرین صحبتش با آقا مهدی نقل میکند « روز آخر بدر بود . در حریبه به محاصره افتاده بود . کمی مانده به جاده بصره – العماره. بی سیم فس فس کرد . برگرد مهدی وضع خیلی بد است ، مهدی گفت: اگر بدانی چه چیزهایی می بینم ، یک آن نمی ماندی آنجا . احمد تو هم بیا ، خودت را برسان اینجا تا همیشه با هم باشیم . بیا احمد بیا . بی سیم دیگر خاموش شد و مهدی رفت.» دیگری میگوید « به او گفته بودند تو فرمانده ای و نباید تا آنجا جلو بروی حتی با او دعوا کرده بودند و با اینکه هیچ کس عصبانیتش را ندیده بود از پشت بیسیم داد زده بودند: من تکلیف می کنم بیای عقب . مهدی جواب داده بود : تکلیف من این است که همین جا پیش بچه هایم ... پیش نیروهایم بمانم تمام.»
چه رازها در خود داري، مجنون، كه روايت راويانت به رنگيني رنگهاي رنگين كمان است.از کدام سویش بگوییم .راز های سر به مهر دو برادر را که دیروز خودشان در دفاع از حقیقت جاودانه شدند حتی برچسب خوردند و مهدی ماند و پس از شهادت حمید شنید که میگویند «او رفته به عراق پناهنده شده ست.» يا خودش هم رفت و دیگران گفتند: «كاش مهدي توبه كرده باشد، وگرنه شهادتش ...» و امروز خانواده هایشان و بازماندگانشان و راویانشان چون محمد نوریزاد از پرچمداران مبارزه با ظلم شده اند.
آنها میدانستند که جاودانه ماندن نیز در رفتن است . چه زیبا شهید آوینی میگوید پندارما اينست كه شهدا رفته اند و ما مانده ايم اما حقيقت اينست كه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .اما کاش مجنون ها زنده میماندند و این روزها به یاریمان می آمدند ، یا شاید اگر زنده بودند چنین وضعی نداشتیم.
تلاش ما باید این باشد که این تاریخ پرافتخار را که سراسر پر است از خلوص و پاکی و خدمت بی چون چرا به مردم و حفاظت از جان و مال و ناموس آنها را بسط و گسترش دهیم تا ما نیز در راه مبارزه با ظلم و تمامیت خواهی و قدرت طلبی عده ای که پست های کلیدی کشور را تصرف نموده اند مانند آنها بیتوقع در این مسیر گام برداریم . در دوره تخصصی آموزش رسته ای در یکی از کلاس های آموزشی در حبیب اللهی اهواز ، استادی در دفترم اینگونه نوشت " نوجوان 14 ساله ای که در زمستان سال 63 در منطقه طلائیه جاودانه شده بود لبانش آنگونه باز بود که گویی میخواست چیزی به آدم بگوید و چشمانش آنچنان پرسگرایانه به ما مینگریست که گویی میخواست چیزی بپرسد،خوب که با چشم دل گوش میدادیم میشنیدیم که میگفت : بعد از ما شما چه کردید؟ " کاش اقتدارگرایان پاسخ دهند بعد از شهدا چه کردند؟ راه آنان را چگونه ادامه دادند و پس از آنان چه کردند؟ با خدمت به مردم از شرمندگی شهدا درآمدند یا با گسترش فقر و ظلم و شکنجه و افزایش زندان ها و از همه دردآورتر به باد کتک گرفتن خانواده هایشان برای ادامه بقا و ماندگاری خویش از شرمندگی آنان در آمدند.
احسان سلطانی
read more...