با گذشت حدود 10 سال از سفر رسمی رهبری به قم، سفر قریب الوقوع وی در حالی انجام میشود که کشور در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ... نسبت به سفر قبلی وی دستخوش تغییرات فراوان و اساسی واقع شده و مشکلات عدیده گردیده است از جمله : عدم اقبال ایشان در هدایت صحیح کشور و مورد سوء استفاده قرارگرفتن از سوی برخی جناح های سیاسی، هزینه کردن جایگاه رهبری برای گروهی خاص، که در واقع بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که آن حمایت ها را نیز میتوان در ردیف بازی خوردن های سیاسی ارزیابی کرد و موجب دلخوری بسیاری از بزرگان حوزه گردیده، و نیز مقبولیت رهبری در نزد افکار عمومی حوزوی یعنی روحانیون و طلاب علوم دینی و مراجع بیش از پیش کم رنگ شده است. با این حال که خود ایشان نیز از عدم استقبال علما و روحانیون برجسته از خود اطلاع کافی دارد و به عواقب این کم اعتنایی آگاه و واقف است لذا مهیا شدن برای این سفر از چند حیث قابل تامل و بررسی می باشد.
دو حالت متصور است:
1- این سفر با میل و موافقت ایشان و برنامه ریزی مشاورین ایشان انجام میگردد که در آن صورت :
الف) با توجه به محتمل بودن مشاوره های اشتباه (جهت دار و عمدی) جهت تخریب ایشان، مشاوره های اشتباه توٲم با القاء این موضوع که این سفر میتواند در این شرایط نتایج قابل توجهی داشته باشد، موجب این سفر شده است.
ب) با توجه به حمایتی که ایشان تاکنون از دولت احمدی نژاد نموده است (آنهم نیز در اثر مشاوره های اشتباه و جهت دار بود)، بی اعتنایی و اعتراض علمای قم به دولــت و شخـص احمدی نژاد موجب شده است تا وی جهت تقویت ارتباط بین قم و دولت شخصا پیش قدم شده باشد تا با جلب حمایت حوزه، عرصه را بر مخالفین خود تنگتر نماید.
که در این حالت نیز با دست خالی باز خواهد گشت.
ج) عده ای نیز معتقدند جهت اعلام مرجعیت عام و تثبیت امامت این سفر انجام میگیرد.
2- این سفر به اجبار و در شرایطی که ایشان ناچار به انجام آن است انجام میگردد که در آن صورت:
الف) با توجه به فشار همه جانبه مبنی بر استیضاح وی ( نامه کروبی به هاشمی، نامه کدیور به هاشمی، نامه کنشگران اجتماعی مانند نوریزاد به آیت الله خامنه ای، انتشار شایعه نامه آقای صادق لاریجانی به آیت الله خامنه ای و ...) و اجرای بدون کم و کاست اصل 111، برای جلب نظر علما و جلوگیری از این اتفاق و گرفتن تائیدیه، ناچار به این سفر است.
ب) در زمان نبود وی عده ای از موافقان افراطی وی جهت حفظ قدرت و ثبات دست به اقداماتی از جمله حذف و یا دستگیری های گسترده در سطح سران مخالفین بزنند لذا وی جهت حفظ جایگاه رهبری بناچار به این سفر میرود.
ج) فرستادن وی به این سفر جهت حذف فیزیکی ایشان توسط دارو یا ... ومتهم نمودن علمای مخالف و آماده کردن بستر حذف مخالفان تفکر فرقه مصباحیه و تثبیت تفکر تک قطبی.
د) فرستادن وی به این سفر و تخریب نمودن وجهه وی و سپس انجام کودتا توسط یک طیف و مطرح نمودن رهبری هاشمی شاهرودی که تقریبا همه چیز برای رهبر شدن ایشان مهیا بوده و می توانند روی وی به اجماع برسند و ...
در حالت دوم که بسیار محتمل است، رهبری به ناچار به این سفر میرود تا اعتبار خدشه دار شده جایگاه رهبری را باز سازی نماید و مقدمه آشتی حوزه و طیف رهبری شود. در ماه های اخیر شاهد اوج اختلافات میان هاشمی رفسنجانی و ایشان بودیم که در زیر به صورت کامل بدان اشاره میگردد.
همگان بر سراین موضوع اتفاق نظر دارند که پاشنه آشیل هاشمی رفسنجانی فرزندانش میباشد و هنگامی که به فرزندان وی فشار وارد میشود وی عقب نشینی میکند. پس از جریانات انتخابات 88 و اعتراضات علنی هاشمی رفسنجانی به شخص رهبری و سپس خروج مهدی هاشمی، آیت الله خامنه ای تمام تلاش خود را بکار بست تا با تحت فشار گذاشتن فرزندان هاشمی در شرایط بحرانی آن زمان، هاشمی را به عقب براند که در این راستا می توان به جریان انداختن پرونده مهدی در پلیس اینترپل، آزار و اذیت و سلب امنیت جانی فرزندان هاشمی مانند فائزه اشاره نمود که نهایتا منتج به اجلاسیه خبرگان سال گذشته و دفاع همه جانبه هاشمی از رهبری و سکوت ایشان در برابر مسائل اخیر گردید و سپس با این عقب نشینی، رهبر جمهوری اسلامی نیز عقب نشست و تا مدت ها دستگاه قضایی در خصوص پرونده فرزندان هاشمی اظهار نظر ننمود و در خصوص دانشگاه آزاد و درگیری میان احمدی نژاد و دانشگاه آزاد، رهبری طرف هاشمی بلند شد و اظهار کرد که دانشگاه آزاد باید به روال قبل اداره گردد.
اما با گذشت چند مدت و اینکه هاشمی اطراف خود را تقویت نمود با برنامه ای کاملا از پیش تعریف شده و نسبتا پیچیده به مصاف آیت الله خامنه ای رفت. در اجلاس اخیر خبرگان شدیداً به سیاست های ماجراجویانه و غلط دولت احمدی نژاد تاخت و توانست اکثریت خبرگان را با خود همراه نموده و طرفداران آیت الله خامنه ای در این مجلس خبرگان را به انزوا بکشاند. در ماجرای نامه نگاری ها نیز مفروض است ابتدا به خواست هاشمی، کروبی به هاشمی نامه مینویسد و در اعتراض شدیداللحن به مواضع رهبری و عملکرد ضعیف وی از هاشمی خواستار اجرای اصل 111 قانون اساسی میشود و این نامه را علنی مینماید. در مرحله بعدی با به وجود آوردن فضایی که باب انتقادات به رهبری باز گردد کنشگران اجتماعی ترغیب میشوند تا نامه های اعتراضی به آیت الله خامنه ای بنویسند مانند نامه های محمد نوریزاد به رهبری، سپس حلقه کدیور با محوریت خود او که بسیار نیز نزدیک به مهدی هاشمی میباشد بنا به هماهنگی های قبلی و خواست هاشمی یک نامه حقوقی و بنظر مستدل با ذکر موارد فقهی که ولایت آیت الله خامنه ای باطل گردیده است به هاشمی مینویسد و از هاشمی خواستار اجرای وظائف مجلس خبرگان میگردد و سپس این نامه را علنی میکنند و سپس دست به اختلافاتی صوری در خبرگان مبنی بر لزوم پاسخگویی به این نامه میزنند سپس هاشمی در اظهار نظری آشکار اظهار مینماید که شما نیز مورد خطاب قرار گرفته اید اگر نیاز می بینید پاسخ دهید و در آخر با ذکر اینکه برخی ایرادات وارده را خود من نیز قبول دارم و در صورت لزوم پاسخ داده خواهد شد به مشتعلتر شدن این جریان دامن میزند. سپس حلقه جرس نزدیک به مهاجرانی که وی نیز ارتباط نزدیکی با مهدی هاشمی دارد دست به انتــــشار نامه ای غیرواقعی و انتقادی از سوی لاریجانی به آیت الله خامنه ای میزند تا پازل تکمیل گردد و القاء این موضوع که اعتراضات همه جانبه به رهبری وارد شده است مقدمات استیضاح را فراهم آورند.در برخی موارد نیز مانند پیش از انتخابات تبخیر مسائل سری کشور را از زبان همسر هاشمی عفت خانم میتوان شنید.
ایشان پیش از انتخابات گفت اگر تقلب شود مردم به خیابان میریزند. مشارالیها در اظهار نظری جدید عنوان نمودند که مهدی با افتخار به کشور بازخواهد گشت به صورتی که بسیاری از طرفداران وی در فرودگاه به استقبالش خواهند رفت، لذا این موضوع نیز بسیار قابل تامل است.
از طرفی نباید نادیده گرفت مدتهاست هاشمی رفسنجانی در خبرگان شورایی شدن رهبری را مطرح نموده است و از سویی دیگر با اعلام مرجعیت هاشـمی شاهــرودی، راه اندازی وبسایت رسمی وی به چند زبان، حتی قویتر از سایت رهبری، قائم مقامی وی را تثبیت نمودند تا آن اشتباهی که در ارتباط با آیت الله خامنه ای مرتکب شد مجدداً مرتکب نشود تا بدین ترتیب پیش از اعلام رهبری، وی صلاحیت مقام رهبری را احراز نموده باشد.
به همین منظور آیت الله خامنه ای ناچاراً باید قدم به این سفر بگذارد تا اقبال خود را امتحان نماید (شاید هم بازی باخت باخت خود را امتحان نماید). و البته به علت فشار مجلس خبرگان و ارزیابی خود رهبر جمهوری اسلامی از میزان وجاهت و مقبولیتش نزد علمای قم، دلیل دیگر انجام این سفر می باشد.
این نکته حائز اهمیت است که هاشمی شاهرودی در این چند مدت اکیداً اظهار نظری در خصوص مسائل انتخابات به نفع و ضرر جناح خاصی ننموده است و به نوعی میتوان گفت که وی را، که دارای وجاهتی ( ساختگی و غیرواقعی ) بین جریان اصلاحات و سبز نیز هست، تا به حال هزینه ننموده اند تا در زمان نیاز با حمایت همه گروه ها و جریانات با تغییر رهبری و استراتژی حفظ نظام، با ایجاد امید به آینده بهتر و با تغییر رهبری، خطر سقوط نظام را ولو با هزینه نمودن آیت الله خامنه ای، از سر بگذرانند.
در این میان البته سفر احمدی نژاد به لبنان که قرار بود چند روز به طول بیانجامد، با اعلام خبر رسمی زمان دقیق سفر رهبری به قم، ( 27/07/1389 ) به دو روز کاهش یافت و بنا به دلایل نامعلوم از جنبه عمومی به سرعت به ایران باز میگردد.
عده ای از کارشناسان با نفوذ سیاسی معتقدند احمدی نژاد به همراه عده ای در زمان نبود رهبری در تهران و همچنین همزمان با تخریب شدن وی در قم، قصد انجام کودتا و اعلام رهبری هاشمی شاهرودی را دارند که با توجه به اینکه همیشه عنوان شده است این جریان از رهبری نیز عبور خواهد نمود محقق خواهد شد.
در تشریح علل انجام سفر آیت الله خامنه ای به قم و در حالت اول یعنی ایشان با میل خود به این سفر میرود که کاملا شکل خوش بینانه ماجراست. مشخص است که قم با توجه به جو حاکم و اتفاقاتی که پس از انتخابات افتاد مانند حمله به نام طرفداران وی به خانه علما مانند حضرات آیات عظام منتظری (رضوان الله تعالی) و صانعی و تخریب بیوت آنها، فیلتر کردن سایت های ایشان و همینطور ایجاد مزاحمت برای روحانیون ناراضی و از طرفی دیگر بازداشت گسترده بسیاری از روحانیون مخالف، اکیداً تمایلی به پذیرفتن وی آنهم با این وضعیت ندارند.
لذا میتوان اینگونه ارزیابی نمود در حالتی که رهبری با میل خود اما تحت تاثیر مشاوره های اشتباه به این سفر می رود، عده ای درصددند با علم به اینکه ایشان تخریب شده به تهران بازخواهد گشت برای پیشبرد برنامه های آتی خود و هموار نمودن مسیر حذف وی، ایشان را ترغیب به انجام این سفر نمایند.
ایشان تحت تاثیر آن مشاوره ها در این سفر سعی خواهد کرد به هر نحو ممکن با وعده و وعیدهایی که به مراجع و روحانیون می دهد چهره مخدوش جایگاه خود را نزد آنان ترمیم کند و پایگاه روحانیتی خود را در حوزه مستحکمتر از گذشته کند که در صورت تحقق، می تواند مهمترین دستاورد این سفر باشد.
اما در خصوص حمایتی که ایشان از دولت نمود و بعدها احمدی نژاد در برابر وی مواضع سرسختانه ای اتخاذ نمود، بنا به موضع گیریها و عملکرد دولت دلخوری ها و واکنش های تندی را از سوی مراجع و حوزویان حتی مراجع نزدیک به رهبری همچنون آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی را در پی داشته است که می توان به اظهارات احمدی نژاد در خصوص مساله حجاب و اخیراً هم اظهار نظر در رابطه با منشور کورش و اظهارات مشایی در خصوص مکتب ایرانی بجای مکتب اسلامی و طرفداری سرسختانه احمدی نژاد از وی اشاره داشت که جهت دلجویی و ترغیب به دیدار علما با دولت نیز میتوان این سفر را ارزیابی نمود.
البته حالت اول بسیار بعید به نظر میرسد، اما در مفروضات جای خود را دارند.
اما از میان تمام مواردی که ذکر شد برای مردم ایران و جنبش جمع یاران آماده باشی کامل جهت رویارویی با جریانات احتمالی لازم بوده و میبایست از نقش پدر خوانده های قدرت و قدرت طلبان غافل نباشند و خود را جهت روزهایی پر از حوادث سخت آماده نمایند تا اشتباهات تاریخی گذشته تکرار نشود.
قریب به سه ماه قبل و پس از بازگشت از یک سفر سخت به آقایان سید محمد کشتزاری و احسان سلطانی begin_of_the_skype_highlighting end_of_the_skype_highlighting در منزل خود عرض نمودم که در چهار ماه آینده ایران آبستن حوادثی هولناک خواهد شد و لذا برای آنروز باید تدبیری اندیشد ! امروز باز بر سر همان عرایض خود بوده و اعلام میدارم که میبایست تدبیری از برای برون رفت از بحران کشور و پدرخوانده های داخلی اتخاذ گردد.
با تشکر
سید رضا حسینی ( مدحی )
دبیر کل جنبش جمع یاران