نسخه آزمایشی

سه‌شنبه ۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

پاسخ به سوالات نخبگان و دانشجویان در خصوص مسائل داخلی و بین المللی – بخش اول


پاسخ آقای محمد رضا مدحی ( سید رضا حسینی ) دبیر کل جنبش جمع یاران به سوالات نخبگان و دانشجویان ، و بعضی دیگر از علاقمندان آشنایی به جنبش جمع یاران ، در خصوص مسائل داخلی و بین المللی – بخش اول
1- سوال:
آقای مدحی شما تاکنون در باره جنبش جمع یاران در مصاحبه ها و نوشته های خود مطالبی را مطرح کردید. لطفا بفرمایید که پایگاه اجتماعی این جنبش چیست و به لحاظ سیاسی در چه وضعیتی قرار دارد؟ اصلا چه لزومی به تاسیس این جنبش بوده است؟ منظورم این است که آیا این جنبش قادر است به یک آلترناتیوی در عرصه سیاسی ایران تبدیل شود؟
جواب: با سلام درود پیشگاه حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف اروحنا لتراب مقدمه الفداء و شهدای اسلام علیه السلام و خدمت مردم شریف و آزاده ایران و عرض تبریک اعیاد شعبانیه . باید به استحضارتان برسانم :
این جنبش شامل است از رزمندگان دوران دفاع مقدس، جانبازان و آزادگان، نیروهای نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، مسئولین دستگاه های حساس و اجرایی کشور، بسیاری از مقامات فعلی، بسیاری از مخالفین سیاسی، شماری از تبعدیان و پناهنجویان، همه جوانان، زنان و کلا مردم سرافراز ایران در صورتی که علاقه داشته باشند و این افتخار را به جنبش بدهند.
وضعیت سیاسی جنبش رو به رشد است. آنقدر مهم است که وزیر اطلاعات و فرمانده سپاه به قدرت کوبنده و نفس گیر آن اذعان می نمایند.
مردم از بسیاری از مسئولین کنونی خسته شده اند. بین نسل جدید و شماری از دیناسورهای سیاسی ماقبل تاریخ ایران چند نسل فاصله است. اینها زبان و انتظارات یکدیگر را درک نمی کنند. متاسفانه سیستم بازنشستگی در ایران معنی ندارد. آقای هلموت کهل پس از طی 4 دوره صدارت درخشان و خدمت برجسته در آلمان که نقش مهم و مثبتی در فروپاشی شوروی، اتحاد دو آلمان و معرفی حوزه پولی یورو داشت بلافاصله پس از رسیدن به سن بازنشستگی، خیلی راحت بازنشست شد. در جهان اسلام نیز ما شاهد بازنشستگی آقای ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی بودیم. ایشان نقش اصلی را در رشد و توسعه مالزی و تبدیل این کشور به قدرتمندترین کشور آسه آن داشت.
تندروهای دو جریان چپ و راست کشور را به یک وضعیت بن بست فعلی سوق داده و هدایت کرده اند بدون قضاوت اینکه کدام درست و کدام نادرست هستند. مردم هرچه دستشان بود دریغ نورزیدند. در همه عرصه ها و صحنه ها حضور فعال و ایثارگرانه داشتند. به هرحال عده ای نمی گذارند کارها به جلو برود و اوضاع خیلی پیچیده، حساس، شکننده و بحرانی شده است.
فلسفه وجودی جنبش جمع یاران احساس نیاز به حضور، ضرورت ادای دین و عمل به تعهدات و پایبندی به آرمانهایی بود که با دوستان شهیدمان و نسل خودمان بر سر احقاق آنها به اجماع رسیده بودیم و همچنین تعهدهای اجتماعی که به نسل پس از خود داشتیم و داریم بوده است . شاید بسیاری از افرادی که با جنبش جمع یاران مرتبط هستند اساسا علاقه ای به کار سیاسی نداشته باشند و قرائتشان از امروز، بازی های فضیلت کُش سیاسی باشد اما دلیل حضور خودشان را تعهد اجتماعی قلمداد میکنند.
با عنایت به مسائلی که پس از جنگ و یا در حین جنگ رخ داد مکرراً شاهد بودیم دلسوزان واقعی انقلاب و کسانی که حقیقتا پایبند به آرمانها و ارزشها بودند از مدت ها پیش فریاد میزنند که عده ای از دشمنان واقعی انقلاب در لباس دینداری و با تفکرات مسموم و فوق رادیکال که در اوایل انقلاب نیز با بی محلی مردم و توصیه های امام منزوی شده بودند به صورت خاموش و غواصی در سیاست گزاری های کشور نفوذ کردند و امروز میبینیم علیرغم در اقلیت بودن گفتمان غالب هستند و پست های کلیدی نظام را اشغال نموده اند جریاناتی که برای ضربه زدن و نابود كردن اندیشه های اصیل و آرمانهای والای اوایل انقلاب و همه كسانی كه با اعتقاد برای اجرای آن اندیشه ها كار كرده‌اند تلاش می‌كنند.
لذااز آنجایی که دیدیم این جریانات با یک سازو کار علمی برای تسخیر سنگرها و گذاشتن صندلی هایشان بر خون همسنگرانمان تلاش میکنند ما نیز تصمیم گرفتیم کسانی که با ما در این مسیر هم عقیده هستند جمع کنیم و در قالب هیئت به صورت منظم با یکدیگر ارتباط داشته باشیم و افکارمان و تلاشهایمان را در جهت خنثی سازی های جریان مذکور مبادله کنیم بدین صورت جنبش جمع یاران تشکیل شد که به صورت خلاصه میتوان گفت مهمترین مولفه ایجاد این مجموعه احساس دین در مقابل تعهدات اجتماعی بود.
ابتدا از ایده آل های اجتماعی عبور میکنیم و نگاهی به فضای کنونی جامعه از حیث فرهنگی می اندازیم ، با انچه پیشتر گفتم مشخص شد که ستون فقرات جنبش و اساسا فلسفه وجودی جنبش زائده تفکری بود که آرمانهایش را از دست رفته میدید بنابراین قاطبه افراد مرتبط با جنبش از طیف ایثارگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس هستند البته که خانواده معظم شهدا و جانبازان نیز سهامداران اصلی این جنبش هستند در طول دفاع مقدس عده بسیاری در جنگ حضور پیدا کردند و فضای معنوی آن دوران ، حس میهن پرستی ، دفاع از آرمانها، فوران حس هم نوعی و حس نزدیک بودن مردم به یکدیگر، ساختن با تمام مشکلات اقتصادی جنگ و تمام اینها را از نزدیک لمس نمودند این افراد امروز در بطن جامعه حضور دارند این افراد امروز دارای همسر و فرزند هستند ، خوب این تعداد ناراضی هستند در مثال دیگر به خانواده شهدا نگاه کنیم حالا ما آنها را می بینیم که شناخته شده هستند و اخبار نا رضایتی شان بیرون می آید. خانوده شهیدان باکری مجبور میشوند با رادیو فردا مصاحبه کنند یعنی گوش مسئولین شنوا نبوده و اینها مجبور شدند به آنجا شکایت ببرند ، فرزند شهید بروجردی همینطور، میبینیم که طیف گسترده ای به ستون فقرات جنبش جمع یاران نزدیک هستند اگر عضو نیستند باورمند به همین تفکراتی هستند که جنبش امروز برای احقاق آنها مبارزه میکند میتوانیم بگوییم پایگاه اجتماعی جنبش به واسطه طیف گسترده همفکران بسیار قوی است.آنقدر قوی که وزیر اطلاعات عالیترین مقام اطلاعاتی کشور در اظهار نظری به این مخالفین و افراد جدا شده از جمعشان اذعان میکند یا اظهارات چند روز پیش فرمانده سپاه و رئیس اداره سیاسی آن مجموعه ، آنقدر این طیف را گسترده میبینند که مجبور میشوند به  این حضور اعتراف کنند قطعا اگر این حضور ناچیز بود هیچوقت به آن اشاره نمیکردند از آنجایی که زیاد با دوران دفاع مقدس و اوایل انقلاب فاصله نگرفته ایم نسل خاکریزی ها کماکان در راس بسیاری از پست ها حضور دارند و خانوده آنها نیز در بطن جامعه هستند و این طیف با این وضعیت تاثیر بسزایی میتوانند داشته باشند لذا میتوانم بگویم بله با توجه به آنچه ذکر نمودم جنبش میتواند به یک آلترناتیو در عرصه سیاسی تبدیل شود.
احساس می شود یک نیروی سومی باید پا به عرصه سیاسی ایران بگذارد. سیاست، همواره عرصه عمل و تفاهم است. کار و زار و جنگ و نزاع مربوط به جبهه هاست. برخی این مهم را فراموش کرده اند. باید مانع از سرخوردگی، فرسودگی و ناامیدی نیروهای سازنده کشور شد. چیزی از اقتصاد و معیشت برای مردم ایران برجای نمانده است. دولت به روزمرگی افتاده و با فروش نفت شکم مردم را بشکل بخور و نمیر سیر می کند. چرخ تولید از کار افتاده، روند جذب سرمایه گذاری خارجی به حداقل ممکن رسیده، صنایع نفت و گاز فرسوده شده و حتی بازار حامی احمدی نژاد نیز با دولت در افتاده است. وضعیت اسفبار بین المللی ایران نیز جای خود دارد. نمی خواهم سیاه نمایی کنم ولی سیاه است و برای سفید جلوه دادن هم نمی شود کاری کرد. تنها چیزی که به فکر آدمی می رسد ظهور یک نیروی سوم در عرصه سیاسی کشور است البته، پناه به خدا، نه به شکل رضاخانی بلکه با تفاهم و همیاری مردم.
قطعا جنبش با توجه به دارا بودن طیف گسترده نیروهای فکری و اجرایی و نفوذ در همه مسئولیتهای حوزه های سیاسی و امینتی و اطلاعاتی و اجرایی کشور، قابلیت تبدیل شدن به یک آلترناتیو در عرصه سیاسی کشور را دارد.
2- سوال:
لطفا برنامه های آتی خود را برای ایفای نقش در هدایت جنبش سیاسی و اجتماعی مردم ایران توضیح دهید.
جواب:
ارائه نقشه راه مبارزاتی مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت
تجزیه و تحلیل تحولات جاری و پیش بینی رخدادهای آتی
ارائه هشدارهای امنیتی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی
خنثی سازی فشارهای حاکمیتی بر مردم و فعالین سیاسی از طریق اعمال فشار متقابل
ظرفیت سازی از طریق توسعه نیروهای کمی و کیفی
آماده سازی جنبش برای مشارکت سیاسی و مدنی فعال به ویژه برای انتخاباتهای آتی.
3- سوال :
شما از نزدیک ناظر بر تحولات سیاسی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده و اکنون نیز شاهد به بیراهه رفتن آرمان های انقلاب هستید. اصلا چه شد که به اینجا رسیدیم؟ آیا رسیدن به وضعیت کنونی هدف بوده یا اینکه هدف چیز دیگری بوده است؟ چگونه می توان انقلاب را به مسیر اصلی آن بازگرداند؟
جواب :
دردها زیاد است و تشریح آن در این مجال نمی گنجد، ولی بصورت گذرا باید عرض کنم.
ما از دیر باز با این قشر مشکل داشتیم .آنها در اوایل انقلاب با تندروی هایی که انجام دادند نزد مردم منزوی شدند و امام نیز آنها را طرد کرد اما در خفا تفکری را بنیان نهادند جریانی تندرو که مولد یک نظام سیاسی دیگر با تفکراتی بسیار رادیکال خواهند بود  البته در محافل، نهادها و مراكز سياسي و حوزوي حاميان اين تفکر در اقليت هستند و مدافعان تشكيلاتيشان کم ، اما به واسطه نفوذی که در بیت رهبری و سپاه پاسداران و همچنین برخی دستگاه ها به دست آورده اند یک تفکر پشت پرده ،خاموش اما بسیار تاثیرگزار هستند نظام سياسي ایده آلشان با مدل فعلي نظام همسان نيست. آنها سعي مي‌كنند بر بستر فعلي سخن گويد و بر اين بستر، بستر آتي را براساس نظرات خود طراحي كند. آنها از مدت ها پیش برنامه ریزی کردند و طیف گسترده ای را نیز حذف کردند و امروز به اینجا رسیدند میتوان با قاطعیت گفت اینها بقایای جریان منحلۀ حجتیه هستند که در گذشته دلسوزان حقیقی آنها را منزوی کردند و حال که به قدرت رسیدند به هیچ کس رحم نمیکنند و اینگونه قلع و قم میکنند همانطور که عرض کردن با ایجاد حس همدلی و اتحاد بین طیف هزینه داده ها به کشور و جمع شدن یاران زیر یک پرچم میتوانیم دوباره این قطار را به ریل خود بازگردانیم .
جنبش به مرور زمان وضعیت را تحلیل خواهد کرد.
روحانیت در ایران هیچگاه یکپارچه نبوده و نظر به تفاوت دیدگاهها و نظرات اجتهادی، متاسفانه اختلافات آنان به ضرر دین و ملت وارد جامعه شد. بخشی از اختلاف نظرات طبیعی است. همزمان همانطور که شاهد هستیم در صورت ورود به عرصه های سیاسی و اجتماعی می تواند مهلک نیز باشد.
ارزش های انقلاب اسلامی برخاسته از افکار امام خمینی بود. وگرنه اگر امام نبود شاید صدها سال دیگر اتفاقی نیز نمی افتاد. متاسفانه غفلت پیروان امام سبب گردید اوضاع به دست کسانی بیفتد که همواره مخالف افکار و آرمان های امام بودند.
انقلاب چیست و امام کیست. پر واضح است که چرا انقلاب صورت گرفت و مردم و رهبران سیاسی آنان با چه هدفی بر علیه ظلم ستمشاهی مبارزه کردند. تک صدایـی، تک حزبی، استکبار و نخوت، شکنجه، تبعید، زندان و اعدام و ترویج فساد و بی بندوباری اجتماعی، فرهنگ ستیزی و مذهب گریزی از خصلت های نهادینه نظام شاهنشاهی بود و مردم علیه آن انقلاب کردند. چرا مردم به امام(ره) روی آوردند و سایر علماء کجای کار بودند. چرا امام در هیچیک از انتخابات های حیات مبارک خویش شکست نخورد؟ ایشان می گفت میزان رای ملت است. مجلس راس امور است. مردم ولی نعمت ما هستند. من یک موی کوخ نشینان را بر همه کاخ نشینان ترجیح میدهم. اینها را میگفت و اینها را باور داشت و به اینها عمل می کرد. امام(ره) از نفس طیبه و سلیمه ای برخوردار بود. هر جا که که اشتباه بود با کمال تواضع به قمیت آبرو و اعتبار خویش میپذیرفت. برای اتمام جنگ به رغم شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم، جام زهر را نوشید. این بود که 3 میلیون نفر از ایشان استقبال و 6 میلیون نفر نیز ایشان را بدرقه کردند.
هنوز همه راه ها بسته نشده است. مردم و جوانان با همت ایران بیدارند. دانشگاه ها ایستاده اند. طیف وسیعی از روحانیون ارتباط خویش با مردم را حفظ نموده و راه خود را به درستی از دولت فاسد، نامشروع و تقلبی جدا ساخته اند. عده ای سعی زیاد کردند تا حمایت مراجع عظام از دولت کودتایی را جلب نمایند. هیچ مرجع آزاده و مستقلی حاضر به این ننگ نشد مگر یکی و دو نفری که از سوی حاکمیت به عنوان مرجع منصوب شدند.
ایکاش روحانیت دخالت در سیاست را به نظارت بر سیاست تعبیر می کرد و نه حکومت کردن و تشکیل دادن دولت. این شد که از دین استفاده ابزاری شد. مردم هم واکنش درخور نشان دادند. بخشی از علمای اسلام که خود را درگیر حکومت کردن نمودند باید به حوزه ها برگردند و رفتار و تعامل خود را با مردم تصحیح نمایند. البته ما شاهد هستیم که حاکمیت کنونی به مراجع مستقل هم رحم نکرده و آنها را هم مورد هتک حرمت و منازل آن بزرگواران را نیز مورد هجمه ننگین قرار داده است. همه شاهد هستند که علمای بزرگ اسلام نیز همراه با مردم به ویژه جوانان مسلمان کشورمان مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.
امید باقی است که انقلاب به مسیر اصلی خود بازگردد. شما شاهد آن بودید که به رغم سوء استفاده از شعار و لعاب های مذهبی حاکمیت و کشتار بناحق جوانان معترض، باز هم مردم راه خود را گم نکرده و سره را از ناسره بخوبی تشخیص داده و با شعارهای الله اکبر به مقابله دولت متخلف و قانون گریز می روند. بر این باورم که میتوان انقلاب را به مسیر اصلی آن بازگرداند.
یکی از آفت عمده انقلاب وجود جریانات تندرو در دو سر جناح چپ و راست بوده و باید چاره ای برای این مهم اندیشیده شود. اگر تندروی ها اصلاح و اعتماد و تفاهم متقابل ایجاد شود گام بزرگ و اساسی در این خصوص برداشته می شود.
فرهنگ سازی، قانون پذیری و به رسمیت شناختن فعالیت ها و مبارزات سیاسی در قالب تحزب از ضروریات اصلی در نقشه راه آینده سیاسی ایران و از بدیهییات حکومتداری مدرن و جاخوش کردن بر حکومت داری سنتی و هیاتی از آفات مهلک میباشد.
4 - سوال:
آیا جنبش جمع یاران برنامه ای برای حضور و مشارکت سیاسی از جمله شرکت در انتخاباتهای آتی نظیر مجلس شورای اسلامی، شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری آینده دارد؟
جواب:
ما تمام سعی خود را برای جمع کردن همفکرانمان به کار خواهیم بست . زیرا هر چه این زنجیره محکمتر شود زودتر به نتیجه خواهیم رسید چون زنجیره ای است که آرمان و اهدافی جز خدمت به مردم در سر نداشته و نخواهند داشت.مهمترین موضوع این است که با پدید آرودن یک حس همدلی بین همفکرانمان برای برنامه های آینده از جمله اعتصابات سراسری و حضور حداکثری قشری که (جانبازان) نظام همیشه از روبرو شدن با آنها هراس دارد نیز میتوانیم آماده شویم لذا مهمترین برنامه پیش روی ما تبلیغات سینه به سینه و بازخوانی و یادآوری آرمان ها و اهداف جنبش جمع یاران و تزریق آن به جامعه است.
یکی از بزرگترین ایرادات جبش های کنونی این است که میدانند چه نمیخواهند و در بیان آنچه نمیخواهند موفق ظاهر شدند اما آنچه را میخواهند هنوز نتوانسته اند ترسیم کنند در واقع نوعی ابهام در آن وجود دارد جنبش هایی تهی از آرمان است ما تعریفمان از فعالیت های جنبش به مثابه تنه تنومند درختی است که کمی طول میکشد آتش بگیرد اما زمانی که شعله ور شد دیر خاموش میشود و حتی زمان خاموش شدن خاکستر آن را باد نمیبرد و از پسمانده آن یز میتوان بهره برد لذا ما میخواهیم بسیار آرام و خاموش کار کنیم.
با اشرافیتی که از فضای امنیتی کشور و زیرساختها و بسترهای امنیتی داریم معتقدیم دست زدن به اقدامات خشونت بار و لحظه ای اگر نتیجه هم بدهد دستخوش تندروی ها و حضور فرصت طلبانی میشود که در اوایل انقلاب به وفور شاهد آنها بودیم همچنین معتقدیم از آنجا که تعریف سیاست علم تولید تحدید و توزیع قدرت در یک حاکمیت است ما تا حضوری در بدنه حاکمیت نداشته باشیم و اساسا دسترسی به لایه های درونی حاکمیت نداشته باشیم چگونه میتوانیم مبارزه سیاسی کنیم بدون این یعنی 30 سال دیگر شعار دادن و چمدان بستن و منتظر ماندن ،ما هدفمان تقویت پایگاه هایمان در درون حاکمیت است به صورتی که اگر تغییری چه سطحی و چه بنیادی به وجود آوردیم با عنایت به اشرافی که عرض کردم به حوزه های پنهان و آکار اطلاعاتی امنیتی داریم پسلرزه هایش دامان مردم را نگیرد.
نا گفته نماند مشارکت و حضور سیاسی از زمره اهداف اصلی هر دسته، گروه، سازمان، حزب، جبهه و جنبشی است. جنبش جمع یاران به عنوان یک حرکت وسیع اجتماعی و سیاسی نیز با هدف اصلاح امور، با توکل به خدا، توسل به ائمه هدی(ع) و حمایت مردم ستمدیده ایران پا به عرصه مشارکت و حضور سیاسی گذاشته و فعالانه به ویژه در انتخابات ها و سایر روندهای سیاسی کشور مشارکت خواهد داشت.
5 - سوال:
حقوق بشر از نظر جنبش جمع یاران کدام بوده و چه تعریفی دارد؟ مردم چگونه باید حقوق خود را استیفاء نمایند؟ فرض کنید جنبش جمع یاران قدرت را در دست داشته باشد در آنصورت مطالبات مردم را چگونه پاسخ خواهد داد؟ آیا اراده های پشت پرده و فراقانونی اجازه قانونمند بودن جنبش را خواهند داد؟ همچنین نظر جنبش در خصوص موضوعات حیاتی نظیر تفکیک قوا، اصلاح گره های کور قانون اساسی فعلی و رفتار و شیوه سیاسی امام علی(ع) در حکومتداری چیست؟
جواب:
معمولا حقوق اساسی و مسلم هر ملتی در قانون اساسی هر کشوری درج و ملحوظ میگردد. قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد. منظورم حرکت ساختارشکنانه نیست. بلکه ایجاد توازنی منطقی بین حقوق مردم و تکالیف دولتهاست. در حال حاضر حقوق اساسی ملت ایران در قانون اساسی فعلی به بدرستی تدوین گردیده اما به راحتی قابل نقض است. این نقیصه باید اصلاح گردد.
موضوع تحزب و ایجاد ساختارهای سیاسی و حزبی باید در قانون اساسی تقویت گردد تا مردم از طریق احزاب بتوانند به حقوق خود نایل آیند و این یکی از تجارب موفق کشورهای پیشرفت است. اگر ما به دنبال پیشرفت کشورمان باشیم باید این راه طی کنیم.
مکانیسم جدید پاسداری از حقوق ملت باید در مفاد جدید قانون اساسی پیش بینی شود. شورای نگهبان ثابت کرده که به علت گرایشات سیاسی و مذهبی نمی تواند مرجع مناسب و قابل اعتمادی برای این مهم باشد.
رجوع به آراء عمومی در موضوعات اساسی و حیاتی کشور که بار آن بر دوش مردم سنگینی خواهد کرد: مثل مقاومت ها، جنگ و صلح، موضوع هسته ای، قطع و برقراری مناسبات مجدد با دولت های بزرگ نظیر اعاده روابط با امریکا و نظایر اینها باید تقویت گردد و مردم باید تلکیف آنها را روشن کنند. این شیوه ای است که مردم سوئیس و بسیاری از کشورهای مدرن اروپایی پیروی می کنند.
جنبش جمع یاران در صورت کسب قدرت در این مسیر گام خواهد گذاشت و چاره دیگری نمانده است. همه ما در این سی سال به اندازه کافی شاهد نواقص بوده ایم. ادامه مقاومت در برابر مردم بیش از این میسر نیست. اصلا درست هم نیست. دولت از سوی مردم وکالت دارد. یعنی نمایندگی دارد تا امور مردم را انجام دهد نه اینکه برای مردم تصمیم بگیرد که مردم چکار کنند. اینها نواقص کار بود که جنبش سعی دارد آنها را اصلاح کند.
ساز و کار نیروهای فوق قانون و اراده های پشت پرده و فراقانونی به هنگام اصلاح قانون اساسی باید پیش بینی شود. مناسبات بین رهبری، شورای نگهبان و خبرگان نباید گرفتار یک دور باطل گردد. یعنی رهبر نمایندگانی در شورای نگهبان و خبرگان را منصوب نماید تا بر عملکرد وی نظارت داشته باشند. این نقض غرض بوده و بیشتر به یک طنز سیاسی شباهت دارد. بسیاری از مشکلات کنونی به همین دور انتصابی باطل برمیگردد.
باید به تفکیک قوا تن داد. باور بفرمایید روح مونتسکیو ( واضع تئوری تفکیک قوا) از آنچه که در مناسبات بین قوای حاکم بر ایران می گذرد در رنج و عذاب است. مجلس به عنوان "راس امور" قادر نیست به یک بچه پر رو که خود را به دروغ و بناحق رئیس جمهور ملت ایران میخواند بگوید به قانون تمکین کن. نتیجه چنین درخواستی اعزام گروه اوباشان در جلوی مجلس به عنوان خانه ملت و حمله به آن است. باید قرارداد اجتماعی مورد توجه آقای ژان ژاک روسو ( واضع تئوری قرارداد اجتماعی ) را با جان و دل پذیرفت وگرنه سنگ روی سنگ بند نمی شود. اینکه امروزه خیلی ها از ترویج علوم انسانی در دانشگاه برنمی تایند. نباید راه علوم انسانی را بر روی مردم ایران بست. باید از تجارب مثبت ملل پیشرفته بهره جست.
و آنچه که در جامعه امروز ما نقض میشود و حاکمیت آنها را برنمیتابد توجه عملی نمود. تمام افراد بشر آزاد و با شأن و حقوق برابر به دنيا می آيند. همه از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و بايد نسبت به يكديگر با روحيه ی برادرگونه رفتار كنند.
هرگونه تبعيض، به ويژه از حيث نژاد ، جنس، زبان، دين ، نظر سياسی يا هر نظر ديگر در جامعه باید برچیده شود.
هركس حق حيات، آزادی و امنيت شخصی دارد تا جایی که امنیت و آزادی دیگرا را سلب نکند. هيچكس را نبايد تحت شكنجه يا رفتار يا كيفر ظالمانه، غيرانسانی يا تحقيرآميز قرار داد. همه در برابر قانون مساوی هستند و حق دارند بدون هيچ تبعيضی از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. هيچكس را نبايد خودسرانه توقيف، حبس يا تبعيد كرد. هركس در تعيين حقوق و تعهدات خويش و هرگونه اتهام جزائی كه به او وارد شود با مساوات كامل حق برخورداری از دادرسی منصفانه و علنی را در دادگاه مستقل و بيطرف دارد.
هركس كه متهم به ارتكاب جرمی شود، حق دارد كه بيگناه فرض شود، مگر آنكه طبق قانون در دادگاهی علنی، كه در آن كليه ی ضمانتهای لازم برای دفاع او در اختيارش باشد، مجرم شناخته شود. هيچكس نبايد در معرض مداخله ی خودسرانه در زندگی خصوِصی، خانواده، خانه يا مكاتبات خود، يا در معرض تعرض به حيثيت و آبروی خود قرار گيرد. هركس در مقابل چنين مداخله ها يا تعرضهايی حق برخورداری از حمايت قانون را دارد. هركس حق برخورداری از تابعيت (مليت) دارد. هيچكس را نبايد خودسرانه از تابعيت (مليت) محروم كرد.هرکس حق آزادی فکر، وجدان و دین را دارد؛ این حق شامل آزادی تغییر یا اعتقاد، و همچنین شامل آزادی اظهار دین یا اعتقاد در تعالیم، مراسم، عبادات و شعایر، چه به تنهایی و چه به اتفاق دیگران و در جمع یا خلوت است. هرکس حق آزادی عقیده و بیان دارد؛ این حق شامل آزادی در داشتن عقاید بدون مداخله و مزاحمت، و آزادی در طلب و کسب و نشر اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای و بدون ملاحظات مرزی است.
هرکس حق آزادی اجتماع و تشکل مسالمت آمیز را دارد. هرکس حق دارد که در حکومت کشور خود، خواه بطور مستقیم و خواه به واسطه ی نمایندگانی که آزادانه انتخاب شوند، شرکت جوید. هرکس حق دسترسی مساوی به خدمات عمومی را در کشور خود  دارد. اساس قدرت حکومت، اراده ی مردم است؛ این اراده باید در انتخابات ادواری و سالمی ابزار شود که باید با حق رای همگانی و مساوی و نیز با رای مخفی یا روشهای رای گیری آزاد نظیر آن، برگزار شود.هرکس، به عنوان عضوی از جامعه ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است از طریق مساعی ملی و همکاری بین المللی و مطابق با تشکیلات و منابع هر کشور، حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را که لازمه ی شأن و رشد آزادانه ی شخصیت اوست محقق کند. و بسیاری از این موارد که این کوتاه اجازه پرداختن به آنها را نمیدهد.
6 - سوال:
نظر شما به عنوان دبیر کل جنبش جمع یاران در مورد آفت هایی نظیر دروغ و عدم وفای به عهد که سبب هدف قرار گرفتن اعتماد مردم به نظام حاکم می گردد، چیست؟
جواب:
"النجاه فی الصدق"، "دروغ نگویید حتی به شوخی"، "صفتی بدتر از دروع وجود ندارد" و بسیاری از آیات و احادیت و روایات دیگر که دروغ را مورد مذمت قرار داده و آن را نهی می کنند. واقعا برای یک ملت مایه ننگ است که یک فرد کذاب با منش شارلاتانیسم و لمپنیسم ادبی رئیس جمهور یک کشور بزرگ گردد. کافی است به شماری از اظهارات صریح و سپس تکذیب آشکار آن توسط احمدی نژاد توجه شود از جمله:
هاله نور،
نفت بر سر سفره های مردم،
قصه ترور وی در سفر به عراق،
اعلام عدم انحراف دولت از بودجه مصوب مجلس و اعلام مجلس از 1400 مورد و یا 54 درصد تخلف بودجه ای دولت،
حجاب و موی جوانان،
استعداد فوتبال ایران،
پیش بینی شکست اوباما در انتخابات ریاست جمهوری امریکا،
و نظایر اینها که الاماشاء الله زیاد است.
عده ای می خواهند به هر قمیتی که شده بر مسند قدرت باقی بمانند، حتی به قمیت از بین رفتن اعتماد مردم به نظام اسلامی که خوبهای هزاران شهید(ع) است.
7 - سوال:
تاریخ 14 مردادماه برابر با 5 اوت روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی نام گرفته است. حقوق بشر اسلامی به چه میزان با حقوق بشر مورد نظر در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل قابل جمع است؟ آیا جنبش جمع یاران اعتقادی به مدرن کردن جامعه دارد و یا قدرت آن را دارد در مقابل آنچه که سبب وهن اسلام می شود بایستد؟
جواب:
در قرآن مجید آمده: " فبشر عبادالذین یستعمون القول فیتبعون احسنه ". در این آیه قرآن به قولها اشاره می کند و امر می کند که حرف ها را بشنوید یعنی قرآن چند صدایی یعنی آزادی بیان و اندیشه را پذیرفته و اشاره ای هم به تک صدایی ندارد و بعد هم امر می کند که بهترین را تبعیت کنید یعنی اینکه آزادی انتخاب داده و نگفته است که یک فرد به عنوان قیم برای مردم بهترین را   انتخاب کند و بعد مردم آن را پیروی کنند. آزادی بیان داده و سپس آزادی انتخاب را برای فرد به رسمیت شناخته است.
ما نظیر آیه فوق و در کنار آن سیره مبارکه رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) را داریم که منبع غنی برای ارتقاء وضعیت حقوق بشر است. حتی کافی است تفسیر موسع جای تفسیر مضیق را بگیرد و یا اینکه موضوع وهن در نظر گرفته شود. آنوقت خواهید دید که وضعیت چگونه دگرگون می شود. چون اساساً هدف قرآن از تنبیه، شکنجه نیست بلکه تنبه است. اگر فرد به طریقی متنبه شود، آنگاه هدف یعنی اصلاح فرد و جامعه به دست می آید. در سیره امام علی (ع) حتی فرد خاطی تشویق می شود تا به گناه خویش اعتراف نکند. اسلام با شاهد تراشیدن چهار فرد عادل به نوعی راه فرار را باز کرده است. در اینها نکته های آموزنده ای وجود دارد. باید بصیرت داشته باشیم تا اینها را درک کنیم و تن بدهیم. اما عده ای بنا حق احساس می کنند که باید وارد حریم خداوندی شوند.
اگر ما بتوانیم اصلاحات لازم را در سیستم سیاسی و حقوقی خودمان تحقق ببخشیم، بخش بزرگی از اهداف مدرن کردن جامعه را جامه عمل پوشاندیم. بعد هم باید از تجارب مثبت سایر ملت ها بهره جویم. خیلی باید کار کنیم چون واقعا عقب ماندیم. با این همه امکانات فرهنگی، تمدنی، دینی، نیرونی انسانی دانا و توانا و منابع طبیعی فراوان، بازهم اینقدر عقب هستیم. ولله که آدم غصه اش می گیرد.
8 - سوال:
جنبش جمع یاران در صورت رسیدن به قدرت، برای حفظ تمامیت و یکپارچگی ایران و همزمان حفظ حقوق اقلیتهای قومی و دینی ایران چه برنامه ای دارد؟
جواب:
ایران برای همه ایرانیان است. آفتاب آمد دلیل آفتاب و این از بدیهییات است. در تعامل با مردم باید عدل و انصاف را در حد کمال رعایت نمود. حضرت رسول اکرم(ص) میفرمایند:" مردم مثل دانه های شانه با هم برابرند". امام علی (ع) میفرمایند: " مردم یا در خلقت و یا در دین با تو برادر یا برابرند ". یعنی بزرگان دین نفرموده اند که برخی از مردم برابرترند ! . همه قوانین دنیا حتی بر حسب ظاهر نیز مردم را نزد قانون برابر می دانند. این برابری فقط بلحاظ حقوقی و قضایی نیست بلکه بلحاظ برخورداری از امکانات ملی و توزیع ثروت نیز مطرح است. مردم یا تابع دولت مرکزی هستند یا نیستند. اگر تابع دولت مرکزی هستند و مالیات هم می دهند و حتی جایی مثل خوزستان منابع زیرپایشان بفروش می رسد، در اینصورت گرسنه و محروم ماندن و توسعه نیافتن  مناطق دور از مرکز هیچ توجیه سیاسی، عقلی، وجدانی و حقوقی ندارد.
یکی از علل عمده مرکز گریزی اقلیت های مرزنشین و یا وجود زمینه های سوء استفاده برای طرح شعارهای جدایی طلبانه ، رفتار ناعادلانه حکومت مرکزی است. بنابراین ، همیشه با سلاح و توپ و تانک نمی توان تمامیت ارضی کشور را پاسداری نمود. اگر مردم مرزنشین اعتماد کنند که دولت مرکزی حقوق حقه آنان را محترم می شمرد آنگاه اقلیت های قومی و مذهبی مرزنشین خود بهترین مرزبانان و حافظان یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور خواهند بود. برای مثال کردها این مهم را در جنگ عراق علیه ایران بارها ثابت کردند. عربهای جنوب نیز خود بهتر از همه مانع از شورش و بلواهای بیگانگان شدند.
پس اگر ایران را برای همه ایرانیان بدانیم و عدالت را بین مرکز و مرز، بین روستا و شهر، و بین پایتخت و شهرستانها رعایت کنیم، در آنصورت توانسته ایم گام بزرگی را، در کنار تقویت بنیه نظامی و دفاعی، برای حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی و نیز برای حفظ حقوق اقلیت های قومی و دینی برداریم.
9 - سوال:
روابط ایران با کشورهای منطقه و قدرت های بزرگ چگونه ترمیم خواهد شد؟ آیا جنبش جمع یاران در صورت رسیدن به قدرت، قادر است بار سنگین تحریمات را از دوش مردم و نیز سایه شوم جنگ را از سر ملت ایران بزداید؟
جواب:
در پنج سال گذشته دولت نامشروع احمدی نژاد با طرح شعارهای پوچ، بی اساس و تحریک کننده هر چه از دستش برمی آمد برای رشد سطح بی اعتماد بین ایران و کشورهای منطقه و نیز بین ایران و دول قدرتمند انجام داد. سطح نا امنی و تشنج در منطقه را افزایش داد. کشورهای منطقه را علیه ایران بسیج کرد.
ایران یک بار قبلا قربانی سوء تفاهمات گردیده است. سوء تفاهمات و ایجاد جو کاذب و توخالی نا امنی برای طرف مقابل اگر با واکنش احساسی و بدور از منطق طرف مقابل همراه باشد، در آنصورت سبب ببار آمدن فاجعه بزرگ خواهد شد. حداقل اگر سبب تجمع دول ناامن برای تحمیل جنگ نگردد می تواند سبب حمایت آنان از بروز ناامنیها و حرکتهای ایذایی نظیر آنچه که پیشتر خوزستان و اکنون در بلوچستان اتفاق می افتد، گردد.
جنبش جمع یاران معتقد است باید بجای کاشتن تخم جنگ، کینه و نفرت، باید دست دوستی و همکاری با کشورهای منطقه داد. ایران به عنوان کشور بزرگ باید حامی کشورهای کوچک و حافظ امنیت آنان شود نه منبع ناامنی.
جنبش جمع یاران به ازسرگیری روابط با امریکا اعتقاد دارد و این مهم را از ضروریات حیاتی برای منافع و امنیت ملی کشور ایران می داند. بسیاری از مشکلاتی که بر کشورمان تحمیل شده و می شود و خواهد شد به علت عدم ترمیم مناسبات جمهوری اسلامی ایران با ایالات متحده امریکاست. ما نباید همچون عقب افتاده ها رفتار نماییم. برقراری مناسبات به معنی وادادگی و خودباختگی نیست. بلکه در کمال عزت و شرف بر روی میز مذاکره با طرف آمریکایی می نشینی و چانه می زنی. چرا این مهم در روابط با انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و چین شدنی است ولی با امریکا شدنی نباشد؟ البته یک چیز دیگری در این وسط ممکن است وجود داشته باشد که مانع از پیشرفت کار میگردد و آن اینکه عده ای به خود، مردم و سیاستمداران خود باور نداشته باشند که در اینصورت وا اسفا. 
ادامه دارد...
روابط عمومی
جنبش جمع یاران
read more...

پنجشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

شیوه و راهکارهای مبارزاتی بدون خشونت

شیوه و راهکارهای  مبارزاتی بدون خشونت 
البته شاید مواردی که ذکر میگردد به زبان های دیگر و در قالب های دیگر نیز بیان شده باشد و پیشتر در ارتباط با آنها به عنوان برخی رهیافت های مبارزاتی اقدامات عملی نیز صورت گرفته شده ، اما زمانی که بر سر این راهکارها به وحدت نظر برسیم و بپذیریم که اقدام در جهت آنها میتواند قدم به قدم ما را به اهدافمان نزدیک نماید صد باره بیان کردن آنها نیز دارای ارزش و اهمیت است لذا مواردی که ذکر میگردد  به عنوان پیشهادهایی که قطعا قابلیت عملیاتی و اجرایی شدن دارد را به استحضار هم میهنان عزیزمان میرسانیم 
برای ادامه مبارزه در جای جای وطن، کوچه و بزن، شهر و روستا و در هر محل ممکن از برای بازگرداندن کشور به دمکراسی وبرابری وآزادی  به مسیر اصلی خود اقدامات ذیل را سریعاً شروع و عملیاتی ساخته و فیلم و عکس تهیه و توضیع نمایند. 
1- دیوار نویسی و شعار نویسی در کل سطح کشور و مثلا در بدو امر و برای شروع کار شعار: " از اندک اندک جمع یاران می رسد " ... 

2- تهیه و توزیع شب نامه در سطح وسیع
3- تکثیربیانیه های منتشره از سوی جنبش جمع یاران و توزیع آن در سطح جامعه
4- آگاهی دادن به هموطنان عزیز روستایی و مناطق محروم نشین
5- یارگیری و آگاه سازی از اهداف جنبش جمع یاران
6- اقدامات خاموش شبانه جهت دیوار نویسی در محل های حائز اهمیت
7- راه اندازی تجمعات پراکنده و دادن شعارهایی در جهت اهداف خواسته های ملت و ترک سریع محل
8- تبلیغات شفاهی در محل کار، درس، تفریح، میهمانی ها و در هرگونه اجتماعات
9- اطلاع رسانی حضوری برای هرگونه اقدام
10- ارتباط گیری با افراد ناراضی  شاغل در حاکمیت، البته جوانب احتیاط رعایت شود.
11- جذب و آگاه سازی بیشتر در گروه ها و اقشار گوناگون از جمله جوانان، دانشجویان، دانشگاهیان، طلاب و روحانیون، اصناف، کارگران و کارمندان و گروه های فعال بانوان
12- تهیه فیلم و صوتهای قرار گرفته در وب و ارسال آن بصورت بلوتوث
13- ارتباط گیری و آگاه سازی  اقلیت های مذهبی
14-  ارتباط گیری و آگاه سازی  اقلیت های قومی
15-  ارتباط گیری و آگاه سازی  نظامیان و مسولین نظام ( کسانی که دسترسی به آنان دارید و آنان نیز به حقیقت انحراف مسیر انقلاب باور دارند و اگر نه روشنگری کنید. )
16- تجمع در اماکن شلوغ و دادن چند شعار و تعویض محل
17- آمادگی دفاع شخصی
18 – راه اندازی تجمعات در ایام غیر معمول
19- تهیه عکس و فیلم از اقدامات صورت پذیرفته با رعایت موارد ایمنی ( عدم تهیه فیلم یا عکس از خود یا یاران )
20- مقابله دفاعی با حمله به بیوت مراجع و علما
21- راه اندازی وبلاگهای متعدد و انتشار اخبار جنبش
22- راه اندازی شبکه ارتباط جمعی پنهان
23- کسب اخبار واقعی جامعه و مشکلات روز و انتقال آن به دیگران
24- استفاده دقیق از ابزارهای عملیات روانی در راستای تاثیر گذاری بر جامعه در مسیر رسیدن به اهداف ( بعنوان مثال آشکار نمودن ضعفهای افراد سرکوب گر)
25- روشنگری و بیان حقایق و مشکلات روز جامعه اعم از اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و... با افراد رادیکال
  
شایان ذکر است حاکمیت چنان در خود پیچیده که توان برخورد و یا رفتارهای وقیحانه سال گذشته را نداشته و نخواهد داشت

برای پیوستن به جمع جنبش یاران با ایمیل آدرسهای ذیل مکاتبه نمایید.  
 
jameyaran.contact@gmail.com

seyed73@gmail.com 

روابط عمومی   
   جنبش جمع یاران
read more...

چرا انقلاب به بیراهه رفت ؟ حال چه باید کرد - سید رضا حسینی دبیر کل جنبش

یکی از مشکلات بزرگ برجای مانده از گذشته تا به امروز که همچنان باقی مانده و انقلاب را از میان تهی نموده وجود بداخلاقی ها و آفت هایی نظیر خودمحوری، خودکامگی، استبداد، زورگویی، ظلم و حق کشی، بددهانی، بی تقوایی، دروغ، تهمت، پاپوش درست کردن و نظایر اینها در سیاست و جامعه بود.
منشاء بسیاری از ناکامی ها در نیل به اهداف والای انقلاب مردم ایران، عدم پالایش خصلتهای ناپسند گذشته و عدم رعایت نکات اخلاقی و پیروی نکردن از منش مردانگی و مروت در سیاست و حکومت داری است.
عبور از مرزهای اخلاقی از سوی حکومت و سیاستمداران به منظور نیل به منافع زود گذر و عدم آینده نگری در منش های مبارزاتی، مشکلات فراوان دوسویه ای را موجب شده بطوری که امکان فهم و اعتماد متقابل از یکدیگر را سلب کرده است. اشتباه بزرگ این بود که: " نه در دوستی مراعات شد و نه در دشمنی مروت".
کینه ورزی و انتقام، حقد و حسادت، جهل و خودبینی و سایر خصیصه های ناپسند یا اصولا نباید در سیاست جایی داشته باشد و یا میزان آن نباید آن حدی باشد که منافع و امنیت ملی را به مخاطره افکند. اصول سیاست و حکومت داری امروزه به یک علم تبدیل شده است. بهزمامداری امروزه یک رکن رکین در سیاست مدرن و به عنوان یکی از اصول مسلم حقوق بشری است.
اگر به انتخابات ها و رفتار حزبی در جوامع مدرن و پیشرفته نظری افکنده شود جملگی در مسیر حفظ منافع و امنیت ملی و بهبود معیشت مردم قرار دارد. حکومت، دولت و تحزب بخودی خود اصل و هدف نیستند بلکه اینها خود به عنوان ابزار و نیز تغییرات و جابجایی های سیاسی به عنوان فرصت هایی برای حفظ منافع و امنیت ملی و بهبود و توسعه امور ملت و جامعه هستند. بنابراین، کسب قدرت و پیروزی در انتخابات فی حد نفسه یک هدف نیست بلکه وسیله ای است که در نیل به آن نباید اهداف قربانی گردند.

در اینجا لازم است به برخی از مصداق ها اشاراتی داشته باشم:
رهبری در کنگره اخیر فرماندهان سپاه در تهران آشکار گفت: "گردن سران فتنه گیر است" ...
آیا او نبایستی نقش محوری برای همه آحاد واقشار و حتی اقلیت های دینی و مذهبی را ایفا نماید؟ آیا این یک فرافکنی آشکار نیست؟ آیا این نوع صحبت کردن با مردم، به زبان پدر معنوی یک جامعه است؟
یا به عنوان مثال در طول هشت سال ریاست جمهوری آقای خاتمی ، یکبار به ایشان اجازه اقامه نماز جمعه داده نشد ؟
و نیز مواردی بسیاری دیگر که بعنوان نمونه : به هنگام تنفیض حکم ریاست جمهوری آقای خاتمی ، رهبری گفتند هیچ کس برای من هاشمی (رفسنجانی) نمی شود‌، که خود شاهد شب قبل این امر بودم و این امر اصرار و خواسته هاشمی بود تا در زمان مناسب از آن استفاده نمایند.
آقای موسوی در آخرین بیانیه سیاسی خود در هدایت جنبش سبز آورده است: "... به زودی جنبش سبز پیروز خواهد شد ... سبزها امروز از ترس فارغ شده اند ... پیوندهای دموکراتیک با قانون اساسی نقطه وصل ماست ... باور کنیم که میزان رای ملت است ... هر کس هر جا از حق و قانون دفاع کند عضو جنبش سبز است.
باید به آقای موسوی گفت امیدوار ساختن مردم امریست ضروری، مشروط به اینکه بر سراب استوار نباشد و در مسیر مبارزات نیز حقیقت و واقعیت به مردم گفته شود. آقایان موسوی و کروبی وخاتمی باید به مردم ِمنتظر بگویند کدام جنبش سبز؟ مگر جنبش سبزی باقی گذاشته اید و یا باقی گذاشته اند؟ مردم به آنها اعتماد کردند و پشت سر شان به حرکت درآمدند ،اما آنان ( فارغ از اینکه ادعاها و اتهامات آنان درست بوده باشد و یا لااقل در بخشی نادرست ) بدون آینده نگری لازم ضمن ایجاد رعب و وحشت ناخواسته در مردم به ویژه در قشر جوان، جبهه مبارزات اخیر ضداستبدادی را از مبارزین خالی نموده و با بازگرداندن مردم به خانه ها کمک ناخواسته بزرگی را به حاکمیت و به ویژه دولت شرور و نامشروع آن نمودند. فرصت های متعدد حضور مردم در صحنه در مناسبت ها و ایام خاص بخاطر وجود همین ترس های القایی از کشتار بیرحمانه و یاد آوری مسائل کهریزک و سایر ادعایی تجاوز به عنف از سوی حاکمیت فعلی ، مردم و به ویژه جوانان را به خانه ها بازگردانید.
باید فراموش نکنیم اولاً بهشت را به بها دهند نه به بهانه . دوماً برای آزادی اگر لازم باشد خون نیز میخواهد. یکی از دلایل پیروزی انقلاب کشتار 17 شهریور بود.
اینکه آقای موسوی فردی پاک و رئیس دولت حضرت امام (ره) است در آن شکی نیست. اینکه آقای کروبی امیر الحاج امام خمینی (ره) و رئیس دو دور از مجلس شورای اسلامی بود تردیدی در این هم نیست. اگرچه ایشان فرصت های زیادی را در زمان ریاست مجلس ششم از دست داد و می توانست با هدایت صحیح مجلس ششم، مانع ظهور دوره دیکتاتوری کنونی گردد. بنابراین، چگونه میتوان هدایت و رهبری جنبش بزرگ اصلاحی و ضداستبدادی مردم ایران را به دست کسانی سپرد که فاقد دوراندیشی و آینده نگری لازم بوده و سبب ریزش نیروها شده اند. امروزه شمار زیادی از هموطنان بویژه جوانان تحصیل کرده مایوسانه و ناامیدانه جلای وطن نموده و رهسپار فرنگ و اکثراً آواره شده و می شوند. جای تاسف است که شماری از آنان در خارج جذب نیروهای چنین وچنان می گردند. چه کسی پاسخگو خواهد بود که اگر عده ای از جوانان فعالیت های زیرزمینی را آغاز نمــوده و امکان دارد حال یا در آینده جـذب گروه های تروریستی شده یا خواهند شد.
در حالی که اگر جنبش به درستی هدایت و رهبری درست میشد با حفظ مردم در خیابان ها، کار دولت شرور و غیرقانونی احمدی نژاد را در حضور تاریخی 3 با 4 میلیونی 25 خرداد 1388 یکسره می گردید.
در مبارزات سیاسی، دروغ آفت بزرگی بوده و می تواند نتایج معکوسی را به همراه داشـــته و سبب بی اعتمادی گردد. در برخی از وبلاگ ها اخیرا نوشته شده است: میکروفون هایی که در مقابل رهبری قرار دارند به قیمت حدود پانصد تایک میلیون یور از آلمان خریداری شده اند، در حالی که موکتی که میهمانان بیت روی آن می نشینند از نوعی بسیار زیر و ارزان قیمت است. و سپس نتیجه می گیرد: " آیا هدف وی از خرید موکت ارزان داخلی و سیستم های صوتی پیشرفته آلمانی صرفه جویی است یا تظاهر؟"
آقای مخملباف نیز طی مقاله ای تحـت عنوان: "رازهای زندگی خامنه ای" در مورد آقای ثروت وی می نویسد: " او صد اسب به ارزش 40 میلیون دلار، 300 انگشتری که گرانترین آن 500 هزار دلار، 170 عصا به ارزش 200 میلیون دلار، 120 عبا به ارزش 400 هزار دلار، مجموعه ای از کاخ ها، هواپیماها، هلی کوپترها و خودروهای ضدگلوله دولتی، تجارت های اسلحه، نفت و گاز و همچنین سرمایه گذاری خارجی، اخذ درصد از واردات لوازم برقی و الکترونیکی و سایر بیزینس ها مجموعا به ارزش 36 میلیارد دلار ثروت دارد که 20 میلیارد دلار نقدی از این ثروت را پس از شلوغی های انتخاباتی اخیر به خارج انتقال داده است."
همه می دانند رهبر فعلی انقلاب بخاطر استفاده از یار و یاوران و مشاوران نادرســـــت و نا اهــل که از دفتر وی گرفته تا ... وجود دارند، و داده های غلط ، تصمیمات مهلک و متعددی در دوره زمامداری خود برای حیات کشور و منافع و امنیت ملی اتخاذ کرده است، اما اینها دلیلی برای اثبات مفسده های اقتصادی ایشان نیست.
برخی خبرسازی های دروغ سبب بی اعتمادی مردم به اظهارات و ادعاها و مواضع صحیح مردم ایران می گرددو عنوان نمودن اینگونه موضوعات غیر واقع میتواند بجای ریزش گرفتن از حاکمیت جور ، بلکه جان تازه ای نیز ببخشد.
کماکان نیروهای سرخود به گردن کشی واربده کشی در مقابل مجلس ( نوع دیگر به توپ بستن مجلسی که خودشان چیندمان کرده اند ) و دفاتر آیات عظام بدون محابا و در حمایت دولتمردان مشغول به تخریب وتهدید هستند این واقعیت تلخی است که بر مردم وکشور میرود حال چه باید کرد ؟
آیا باید نشست ونظاره گره بود ؟
جنبش جمع یاران بر این باور است که در مبارزات سیاسی باید از اصول و مبانی اخلاقی و یا تعهدات قراردادی به عبارت دیگر شیوه های قانونمدارانه پیروی کرد. به منظور پرهیز از خطا و آفت ها در روند مبارزات و نیز به هنگام حکومت داری، پسندیده است که از هم اکنون برای عبور از مشکلات و دور باطل پیش گفته ، چاره اساسی اندیشیده شود و خود را برای چنین مهمی عادت داد. جنبش برای ادامه مبارزات ملت قهرمان ایران و با هدف ملــت ، جامــعه و دولت سازی ، منشور ذیل را به عنوان یکی از راه کارهای تاثیر گذار موجود برای برون رفت از این شرایط اسفناک پیشنــهاد می نماید که تنها با حضور مردم میسر میباشد:
1- صداقت و امانت داری
2- دروی از بداخلاقی های سیاسی و رعایت انصاف در تعامل با مخالفین و مبارزین سیاسی و به عبارت دیگر پرهیز از دروغگویی، تهمت، پاپوش سازی و نظایر اینها
3- قانونمداری، بهزمامداری و پاسخگویی
4- تن دادن به تحزب به عنوان یک اصل واجب سیاسی و حکومتداری
5- تفکیک کامل و دقیق قوا
6- محدود ساختن زمانی کلیه مناصب حکومتی و حذف سمت های مادام العمری
7- مشورت و مراجعه مستقیم به آراء مردم در همه حال به ویژه در موضوعات حیاتی و ملی
8- تن دادن به حقوق بشر ورعایت حقوق احاد جامعه بدون در نظرگرفتن مواردی چون جنسیت مذهب و قومیت
9- رفع هر گونه تبعیض در جامعه اعم از اقلیت های قومی ومذهبی
10- آزادی اندیشه، بیان، قلم و رسانه ها
11- ممنوعیت جرم و زندان های سیاسی تحت هر بهانه ای
12- ایران برای همه و همه برای ایران
13- تقویت نهادهای نظارتی تحت امر مجلس شورا برای حفظ منابع مالی و ثروت های ملی کشور
14- تقویت نهادهای بازرسی تحت امر مجلس شورا برای مقابله با کژراهه ها و تخلفات سیاسی و اقتصادی حکومت و دولتمردان
15- تشکیل قوه قضاییه مستقل با استفاده از تجارب و دانش و توانایی حقوقدانان و سر و سامان دادن به نابسامانی های مفرط این قوه
16 - حاکمیت مطلق مردم بر سرنوشت خویش ونظارت مستقیم مردم بر انتخابات وعملکرد ارگانهای دولتی .
جنبش جمع یاران برای رسیدن به این خواست ها پا به عرصه وجود گذاشته وبا شیوه های کاملا مسالمت آمیز مدنی وبدون خشونت به مبارزه ای بی امان برای رسیدن مردم شریف ایران به حقوق حقه خود ادامه داده وهمگان را به همراهی وهمگامی برای نجات میهن وملت ایران فرا می خواند.
سید رضا حسینی ( مدحی )
دبیرکل جنبش جمع یاران
read more...

جهاد و هجرت

هجرت اگر از خودمان کردیم ، اگر از حکومت و جامعه هجرت کردیم ، اگر از پشت دیوارها و باور های فیزیکی هجرت کردیم ، ما مهاجریم .
اگر در نماز هجرت نباشد نماز نیست ، اگر در روزه هجرت نباشد روزه نیست ، اگر در حج هجرت نباشد حج نیست ، اگر در جهاد هجرت نباشد جهاد و مجاهدت فی سبیل الله نیست‌.
برای همین خداوند در قرآن کریم فرموده است :
" و الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله و الذين آووا و نصروا اولئك هم المؤمنون حقا لهم مغفرة و رزق كريم "  
ترجمه : و آنها كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنان مؤمنان حقيقى ‏اند . براى آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزى شايسته‏اى است. سوره انفال آیه ( 74 )
بنابرین اگر هجرت کردیم از خودمان و از پشت دیوارهای زندگی و همه تعلقاتمان آنوقت مجاهد فی سبیل الله و مهاجریم.
خداوند مهربان در قرآن کریم می فرماید : جهاد کنید با مالتان و جانتان ... ، 
سید و سرور مجاهدان و آزادگان هر دو عالم هستی و سالار شهیدان مولا حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام جهاد فرمودند با همه آنچه که خداوند به او عنایت فرموده بود حتی با سرباز شش ماه اش حضرت علی اصغر علیه السلام. سلام و درود رحمت ابدی بی پایان حضرت باریتعالی بر مولا  و یاران شهیدش و همراهان با وفایش و آل شان باد.
بجاست عرض نمایم امروزه مهاجران جمع یاران نیز جهاد نموده اند با مالشان و جانشان و خانواده اشان و آبرویشان و هر آنچه خداوند برایشان عنایت فرموده.
انشاالله جهاد مهاجران جمع یاران نیز مورد قبول حضرت حق باریتعالی قرار گرفته باشد.آمین یا رب العالمین.
read more...

دوشنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

فرقۀ مصباحیه گام هایش را برای تسخیر ارکان قدرت بلندتر برمی دارد ، پیش بسوی حکومت تک قطبی

در قانون اساسی حکومت نظامی ممنوع است ، اما این اصل نیز همانند سایر اصل ها به فراموشی سپرده شده ؟ !چرا که از مجلس ، دولت ، ارکان اصلی حاکمیت ، اقتصاد ، تکنولوژی ، بهداشت و درمان ، خیابانها و هر محل کلیدی که با سر نوشت مردم و بقای حاکمیت جور ساز و کار دارد و این کودک بد خرام ( احمدی نژاد ) را جهت ادامه بازیگوشی هایش تا رسیدن سر مقصد عقبه تفکراتی وی به قبضه کردن کشور در قدرت نگه بدارد ، در دست نظامیان سپاه قرار گرفته ، سپاهی که به فرموده امام (ره) نبایستی در سیاست دخالت میکرد چه رسد که امروزه علاوه بر آن در انتصابات بجای انتخابات هم شرکت و هم نقش محوری بازی میکند. گذشته از اینکه به جوانان و لاله های وطن تحت تاثیر افکار مسموم این فرقه ، رحم نمی کند بلکه در فکر جنگ افروزی نیز میباشد ؟ براستی یاران سپاهی شما را چه شده است ؟؟؟
قداست و آبروی و ارزش فداکاریهای پاسداران سپاه این است ؟؟؟

دلسوزان واقعی ایران و انقلاب و کسانی که حقیقتا پایبند به آرمانها و ارزشها بودند از مدت ها پیش فریاد میزنند که عده ای از دشمنان واقعی انقلاب در لباس دینداری و با تفکرات مسموم و فوق رادیکال که در اوایل انقلاب نیز با بی محلی مردم و توصیه های امام منزوی شده بودند امروز با قدرت گرفتن سعی در عقده گشایی دارند در همین راستا حدود 6 ماه قبل زمانی که دبیر کل محترم جنبش جمعع یاران جناب سید رضا حسینی ( مدحی ) در مصاحبه با دکتر علیرضا نوری زاده عینا به همین موضوعات اشاره نمودند و اظهار داشتند که " عده ای برای دستیابی به خواسته هایشان از رهبری نیز عبور خواهند کرد و اساسا این عده قائل به رهبری نیستند و تفکری مسموم بیت رهبری را مصادره و رهبر را احاطه کرده است"
اما متاسفانه حجم اخبار زرد و ترافیک خبری بالایی که به واسطه آن اخبار پدید آمده بود سبب شد تا آن زمان این صحبت های مهم نادیده گرفته شود و امروز اینچنین شاهدش باشیم که طیف مصباح با چراغ خاموش و سرعت بالا علیرغم در اقلیت بودن تمام جایگاه ها را سنگر به سنگر تسخیر میکنند و در پشت پرده رایزنی هایی را برای تقویت پایگاه های خود آغاز نموده اند

بخش اعظم نگاه مردم متاسفانه در بررسی ها و شناخت مسببین جریانات اخیر و تندروی ها که در حمله به کوی و آن فجایع و بازداشت های خودسرانه و شکنجه های دردناک و جنایتهای همانند کهریزک بروز و ظهور می یابد به کف خیابان ها و معرفی نام چند مامور است غافل از اینکه طراحان پشت پرده این اتفاقات اگر مورد توجه قرار گیرند دیگر شاهد این اتفاقات نخواهیم بود.بارها و بارها جنبش جمع یاران از فرقه مصباحیه سخن به میان آورده است و اظهار داشته این فرقه بیکار ننشسته اند اینها جریانی بسیار خطرناک و خشن هستند كه به هیچ كس رحم نمی‌كنند و نه امام را قبول داشته و دارند نه حتی رهبری را و از ایشان پلی ساخته‌اند برای رسیدن به اهدافشان و وقتی اهدافشان رسیدند ریشه رهبری را هم می‌زنند."بارها و بارها از حجتیه نوین ، جنبش مهدویت ، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ، بنیاد غدیر به عنوان بازوان اجرایی تفکر مصباح و طیفش از جنبش جمع یاران شنیده اید بارها گفته شده " "جنبش جمع یاران یقین دارد كه آقای مصباح یزدی اعتقادی به رهبری ندارد، آقای مصباح كه به امام اعتقادی نداشته و بعد از پیروزی انقلاب نه در جنگ و نه در جبهه و نه در مسئولتیی داشتند و اساسا بخاطر تفکرات مسمومی که امام از ایشان سراغ داشت وی را به سمتی هم نگمارید و مصباح و طیف اندکش جرات نفس کشیدن هم نداشتند ، چطور ممکن است اعتقاد به رهبری داشته باشد ؟ " بارها تاکید شده است " این جریانات برای ضربه زدن و نابود كردن اندیشه های اصیل و آرمانهای والای اوایل انقلاب و همه كسانی كه با اعتقاد برای اجرای آن اندیشه ها كار كرده‌اند تلاش می‌كند" بارها گفته شد " این جریان برای ریشه‌كن كردن طرفداران واقعی امام و انقلاب شکل گرفته و وقتی ریشه اینها را زدند به سراغ خود رهبری می‌روند."
تیغشان طوری بر گلوی انقلابیون اصیل فشار آورده است که صدای سید مرتضی نبوی اینگونه بلند میشود جوان‌هاي اصول‎گراي ما خيلي مراقب و مواظب باشند كه در اين دام نيفتند.اين یک جريانی است كه انحرافش از حالا پيداست.اين جريان زاويه‌اش با انقلاب زياد شده و خدای ناكرده در يك مقطعی به مقابله مي‌انجامد. می ‌گويند كه ما مستقيم با آقا امام زمان(عج) ارتباط مي‌گيريم.به کرات در ارتباط با جران تندرو و اینکه آنها مولد یک نظام سیاسی دیگر با تفکراتی بسیار رادیکال خواهند بود اگرچه شايد در محافل، نهادها و مراكز سياسي و حوزوی حاميان اين تفکر در اقليت باشند و مدافعان تشكيلاتيشان کم ، اما به واسطه اشرافیت و نفوذی که در بیت رهبری و سپاه پاسداران و همچنین دولت موسوم به اصولگرا دارا هستند یک تفکر پشت پرده ،خاموش اما بسیار تاثیرگزار هستند نظام سياسي ایده آلشان با مدل فعلي نظام همسان نيست. آنها سعی می ‌كنند بر بستر فعلي سخن گويد و بر اين بستر، بستر آتي را براساس نظرات خود طراحي كند به این معنی که سعی میکنند از رهبری پلی برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده کنند.در این آواخر تحرکات مشکوکی را در قم آغاز نموده اند و شروع به یارگیری نموده اند که جریان چند روز گذشته نشست مشترک جامعتین در قم را میتوان در این راستا قلمداد نمود.نشست اخیر را اینگونه میتوان ارزیابی نمود که در اصل جامعتین هر کدام تبدیل به سه گروه شده اند جامعه مدرسین با سه گونه رویکرد در اعضای خود مواجه است: دسته اول مانند، آیت الله جوادی آملی و آیت الله امینی سالهاست در هیچیک از جلسات جامعه شرکت نکرده اند، البته حرفی هم نمی زنند. گروه دوم مانند آیت الله سید محسن خرازی و آیت الله رضا استادی ، در جلسات شرکت می کنند اما فعال نیستند ؛ گروه سوم غالبا جوان و تازه واردند و از روحانیون تندرو محسوب می شوند ، فعالند و در جلسات شرکت می کنند. احمد خاتمی از این زمره است. شیخ محمد یزدی دبیر جامعه تنها گروه سوم را در پشت تصمیمات خود دارد. که به وضوح دیده ایم که دسته سوم همیشه پشتیبان تفکرات تندرو ها و دولت احمدی نژاد بوده اند
جامعه روحانیت مبارز تهران به دبیر کلی آیت الله مهدوی کنی نیز سه گرایش در میان اعضای خود دارد : گرایش نزدیک هاشمی، حسن روحانی نماینده آنهاست.دوم نزدیک به آقای ناطق نوری هستند، ودسته سوم به آقای مهدوی کنی. هیچکدام ازاین سه در اکثریت نیستند.در نشست اخیردر واقع شیخ محمد یزدی و دسته سوم که عمدتا جوان هستند می خواهند آقای مهدوی کنی و روحانیون میانه رو تهران را متقاعد کنند که که از تفکراتی که پیشتر گفته شد حمایت کنند.بنابراین فرقه مصباحیه و طیف تندروها خیز های جدی خود را برای تسخیر همه سنگرها برداشته اند و امیدواریم مردم ، جنبش جمع یاران را در عقیم کردن پیش رویشان که حقیقتا به جز رسیدن به خواسته هایشان به هیچ چیز نمی اندیشند که خواهیم دید در زمانی اگر نیاز باشد و موقعیت خود را در خطر ببیند ناقوس های جنگ را به صدا درخواهند آورد تا خود را حفظ کنند برای این دسته کشور و مردم اهمیتی ندارد تنها رسیدن به اهدافشان مدنظر است که بارها و بارها جنبش جمع یاران آنها را آنالیز نموده است. فرقه مصباحیه كه در مدیریت‌های كلیدی مهم و مكان كشور نقش دارند به دنبال رسیدن به اهداف و برنامه‌های خودشان هستند و براین اساس نیروهای جوان و آنها که به آرمانهای اوایل انقلاب عقیده راسخ دارند باید بدانند آن آرمانها چیست و با بررسی آن اندیشه ها در جهت بسط و گسترش آن تلاش كنند.
روابط عمومی
دفتر دبیر کل جنبش جمع یاران
read more...

نگاهی بر ادعای اخیر مهندس موسوی (احسان سلطانی)ا

" همه کسانی که به تغییر و تحول به سوی آزادی، دموکراسی، انتخابات آزاد، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند، سبز هستند"
آقای موسوی ما نیز آزادی خواهیم اما خود را عضو جنبشی موسوم به سبز نمیدانیم
بارها اعلام شده است که سبز نماد انتخاباتی آقای موسوی بوده است و عده ای که هوادار و پیرو آرمانهای آقای موسوی و اهدافش در زمان کاندیداتوری وی بوده اند میشود جنبش موسوم به جنبش سبز نامید.
با بازبینی هزاران قطعه فیلمی که از اعتراضات مردمی موجود است و توجه به شعارهای مردم معترض که نشان خواستها و بیان دیدگاه هایشان بود و جریانشناسی شعارهای اعتراضی در روزهای آغازین حضور مردم در خیابان و اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات و به تبع آن روزها و مناسبت های بعدی که شاهد آن حضورها و بعضا درگیری های خونین بودیم به وضوح مشاهده نمودیم در ساعت های ابتدایی حضور و شروع اعتراضات که به بهانه تقلب در انتخابات و به بهانه آقای موسوی آغاز شد که میتوان گفت آقای موسوی بهانه ای برای باز شدن زخم کهنه اعتراضات مردمی بود، " شعار رای من را پس بده " یا رای من کجاست" به دست فراموشی سپرده شد و مردم خواستهای اساسی خود را در قالب شعارهای به اصطلاح آقایان موسوی و کروبی ساختارشکن مطرح نمودند.
در ارتباط با اینکه این آقایان با فرصت سوزی ها و عملکرد و مدیریت ضعیف خود بسیاری از نخبگان سیاسی و مبارزاتی را رونمایی و به صحنه کشاندند و به قربانگاه حاکمیت فرستادند پیشتر مطالبی در همین وبسایت نوشته شد اما
اظهارات اخیر آقای موسوی مبنی بر اینکه هر کسی آزادیخواه باشد عضو جنبش سبز است بسیار در جای خود قابل تامل و بررسیست آقای موسوی خود به خوبی میداند تمام اتفاقاتی که طی سال گذشته به طور مثال روز عاشورا افتاده است مدیون راهبری وی نیست و ایشان پیشتر از حضور مردم مطلبی را به عنوان دعوت به حضور یا تعیین خط و مسیر مشخص ننموده اند
بلکه همیشه با مدتی تاخیر و در نظر گرفتن جوانب و گذشت پس لرزه های هر اتفاقی به انتشار یک بیانیه به اظهار نظر در ارتباط با آن و بیان راهبردها پس از گذشت واقعه اکتفا کرده اند.
این موضوع بی برنامگی ، سردرگمی و راهبردهای مبهمی را ایجاد کرد که با از دست دادن فرصت های به دست آمده منجر به آن اتفاقات در روز 22 بهمن و داستان اسب تراوا و پس از آن ،عقب نشینی سردرگمی که مبتنی بر دلایل غیر معقول بود شد که روز مهمی چون 22 خرداد را به بهانه اطلاع داشتن از آماده باش حاکمیت برای سرکوب با آن بیانیه از دست داد.
وانگهی با آن همه فرصت سوزی و مدیریت و عملکرد ضعیف بیان این دیدگاه باید بسیار غیرمعقولانه باشد که "همه کسانی که به تغییر و تحول به سوی آزادی ، دموکراسی ، انتخابات آزاد ، عدم دخالت نظام و حکومت در زندگی شخصی مردم اعتقاد دارند ، سبز هستند" ما نیز خواهان دموکراسی و تمام آنچه برشمرده شد هستیم اما خود را عضوی از جنبش سبز نمیدانیم.
جنبشی که رهبرانش با اعلام نظرغیر کارشناسانه مردم رااز ادامه حضور می ترسانند ، رهبرانی که با اظهار نظرهای غیرکارشناسانه و غیر سیاستمدارانه چنان هراس در دلهای مردم ستم دیده ایجاد میکنند که خانواده ها به پای بچه هایشان بیفتند تا مانع خیابان رفتنشان شوند.
جالب اینکه آقای کروبی که بطور منظم با آقای موسوی و بعضا خاتمی جلسات و همفکری داشتند ،با این همه سابقه سیاسی دچار چنین اشتباه تاکتیکی شدند.
در اینکه در جایی مانند کهریزک افرادی بیگناه و مظلوم کشته شدند شکی نیست در اینکه عده ای جایتکار دست به اعمال وحشیانه زدند شکی نیست اما اظهار نظر در زمانی که مردم در خیابان حاضر بودند و از طرفی اعلام شود که به دختران و پسران در زندان تجاوز میشود.
در آن زمان هیچ خروجی ای جز جلوگیری خانواده ها از حضور فرزندانشان در کف خیابانها به واسطه فضای هراس انگیزی که با تبلیغات و اظهار نظرهای غیرکارشناسانه آقای کروبی به وجود آمد در پی نداشت اظهار نظری که نهایتا پس از آن همه تبلیغات آقای کروبی از موضع خود عقب نشستند و دیگر پیگیر آن موضوع نشدند آیا خانواده ها با آن سطح تبلیغات و هراسی که از اعلام تجاوز در زندان ها و بازداشتگاه ها صورت گرفت حاضر به حضور فرزندان خود در حرکت های اعتراضی میشوند؟ آیا از بدنامی مورد تجاوز قرار گرفتن در بازداشتگاه خانواده ای دختر یا پسر خود را به حضور در حرکت اعتراضی ای تشویق میکند یا قاطعانه مانع میشوند و هراس در دل افراد ایجاد میشود؟
لذا جنبش جمع یاران قویا اعلام میکند رهبران جنبش سبز با عملکرد ضعیف و تمامی فرصت سوزی ها و اعمال راهبردهای اشتباه خود حق مصادره جنبش مردمی را به نام سبز ندارند تا با تجمیع تمام مبارزین زیر نامی موسوم به جنبش سبز آنها را در مسیرهای خاصی که مشخص نیست در آینده سر از کدامین سو در خواهد آورد کانالیزه نمایند.
                                                     احسان سلطانی 
                                                      سخنگوی جنبش جمع یاران 
read more...