نسخه آزمایشی

پنجشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۱۰

تشکر

بدینوسیله از زحمات جناب آقای احسان سلطانی که در سمت سخنگوی جنبش جمع یاران مشغول بودند تشکر میگردد
امید است در عرصه های دیگر موفق باشند.
read more...

یکشنبه ۲۴ اکتبر ۲۰۱۰

ضرورت تشکیل دولت موقت در تبعید

بسمه تعالی
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ 
ضرورت  تشکیل دولت موقت در تبعید
ملت مبارز و آگاه و رنج کشیده ایران، خانواده های معظم و معزز شهداء(ع)، جانبازان، ای شهدای زنده تاریخ سی ساله، بسیجیان، سربازان مخلص خدا، پاسداران شرافتمند، ارتشیان غیور، نیروهای نظامی و انتظامی مصادره شده، سربازان گمنام ملت ایران، مهندسین و کارگران صنعت نفت و دیگر صنایع، اساتید دلسوز و منزوی دانشگاه ها، دانشجویان دلیر، معلمان بزرگوار آموزش و پرورش، دانش آموزان آینده ساز عزیز، بازاریان مسلمان و متعهد، اصناف محترم، کشاورزان، کارگران، بازنشستگان، شیر زنان پاکدامن و ای طفلان در گهواره صاحبان و ارثان خاک طاعون زده و به یغما رفته ایران، "ما فرزندان شما در جنبش جمع یاران تاریخ را شاهد و گواه خود قرار داده و می دهیم" بیش از 15 سال است به این نتیجه رسیده ایم که راه و مسیر انقلاب مردم ایران به انحراف کشیده می شود، لذا از آن زمان در راه آرمان های مردم مظلوم کشورمان، که همانا استقلال و آزادی و سعادت دنیا و عقبی است، بر علیه این کجرویها قیام نموده و سنگر به سنگر مقاومت و ایستادگی نموده و ذره ای حتی یک وجب عقب ننسشته ایم. اکنون اعلام می داریم هر رنج و محنتی را بجان خریده، با شما و با شهدای عزیزمان تجدید پیمان نموده و حاضریم جان ناقابل خود را فدای کشور و ملتمان نماییم. ای ملت عزیز ایران، امروز که ما در موقعیت حساس تاریخی و سرنوشت ساز کشورمان قرار داریم اعلام می داریم چون مسئولین کودتاگر 22 خرداد 1388 و حاکمیت ظلم و جور در ایران حاضر به شنیدن هیچ صدای دلسوخته ای نبوده و دین و دنیا و تمامیت ارضی کشورمان را در معرض نابودی قرار داده اند، بر آن شدیم تا گامی مهمتر و فراتر از آنچه که تاکنون انجام داده ایم، برداریم و آن اعلام "تشکیل دولت موقت در تبعید" است.
از این رو جنبش جمع یاران به حاکمیت و دار و دسته تفکر حاکم، که هدفی جزء نابودی کشور و ملت شریفمان در سر ندارند، هشدار می دهیم از هر گونه سوء استفاده موذیانه و رذیلانه از میراث مقدس و گرانسنگ شهداء(ع)، رزمندگان، جانبازان و ایثارگران دفاع مقدس پرهیز نموده و راه را برای برگزاری یک همه پرسی عادلانه و منصفانه، مرضای ملت ایران و نیز طبق موازین شناخته شده بین المللی هموار نموده تا خود را بیش از این در پیشگاه تاریخ و مردم ایران عزیز کشورمان منفور و سیه رو نسازند.  
جنبش جمع یاران در همینجا اعلام می دارد از هر توان و فرصت سیاسی ممکن برای به زیرکشیدن حاکمیت کنونی بهره خواهد جست و به صورت رسمی و علنی همه همرزمان و باورمندان به جنبش جمع یاران را برای حمایت و پیوستن به این حرکت تاریخی فراخوانده و تمامی مبارزان، آزادیخواهان، حامیان تمامیت ارضی، استقلال، آزادی و دمکراسی، طرفداران جدایی دین از حکومت، عاشقان عدالت و برابری، ظلم ستیزان و مخالفان تبعیض و نابرابری را به همیاری و همکاری دعوت می نماید.
جنبش جمع یاران با هدف تحقق آرمان های والای ملت شریف ایران، به زودی برنامه دولت موقت در تبعید و پیشنویس قانون اساسی جدید را در معرض افکار عمومی ایران قرار داده و به محضر مردم شریف ارائه خواهد نمود.
جا دارد تمامی آحاد ملت شریف ایران به ویژه پاسداران، ارتشیان و بسیجیان جان برکف اسلام دست در دست یاران دیرین خود داده تا در راه تحقق آرمان های و الای ملت شریف ایران، دولت موقت در تبعید را یاری نمایند.
نصر من الله و فتح قریب
محمدرضا مدحی
دبیرکل جنبش جمع یاران 

 
read more...

پنجشنبه ۲۱ اکتبر ۲۰۱۰

حمایت جنبش جمع یاران از پناهجویان ایرانی در کشور یونان

تصویر نامه ارسالی به آقای بان کی مون دبیر کل محترم سازمان ملل

ترجمه متن بالا
جناب آقای بان کی مون
دبیرکل محترم سازمان ملل
احتراما، افتخار دارم به اطلاع جنابعالی برسانم که از اول سپتامبر 2010 ، تعدادی پناه جوی سیاسی ایرانی در یونان در مقابل دانشگاه آتن دست به اعتصاب مسالمت آمیز زده اند. درخواست ساده ای از دولت یونان برای بررسی تقاضاهای اعطای پناهندگی سیاسی دارند و آن اینکه هر چه زودتر به این تقاضاها پاسخ دهد.
به عنوان دبیرکل جنبش جمع یاران ایران (به عنوان یک سازمان سیاسی مخالف دولت ایران) حمایت جنابعالی از پناهندگان و پناه جویان سیاسی ایرانی و کمک جهت پاسخ به تقاضاهایشان را خواستارم. متاسفانه رفتار دولت یونان با پناهجویان سیاسی ایرانی بدور از نجابت انسانی است.
در چند روز گذشته، دولت یونان حتی از تامین آمبولانس برای رساندن پناهندگان سیاسی بیمار به بیمارستان خودداری ورزیده، تندروها به پناهجویان ایران حمله ور شده و پلیس یونان طی زد و خوردی در مقابل دانشگاه، یک پناهنده لب دوخته ایرانی را مورد ضرب و شتم قرار داده است.
پناهندگان سیاسی ایران از ظلم و ستم و به امید نیل به آزادی و دمکراسی به قلمرو خارجی از کشور خود متواری شده اند. حقوق اساسی و انسانی آنان در یونان بطور مکرر از سوی مقامات و پلیس آن کشور نقض گردیده است. اینگونه رفتار و سیاست های دولت یونان باید شدیداً مورد تقبیح قرار گیرد. از شما خواسته می شود تا به رنج و تعب پناهجویان سیاسی ایران پایان دهید.
موقع را مغتنم شمرده، احترامات فائقه را تجدید می نمایم.
محمدرضا مدحی
دبیرکل جنبش جمع یاران
read more...

یکشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۰

مصاحبه با رادیو کوچه : به نظر من جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند

محمد‌رضا مدحی، کارشناس سیاسی و استراتژیک
محمد‌رضا مدحی، کارشناس سیاسی و استراتژیک
سفر رهبر ایران به قم هم‌ر‌اه با اما و اگرهایی است که فقط از یک سوی مطرح نمی‌شود. نگاه‌های مختلف به حضور فردی که به لحاظ قانونی باید رهبری سیاسی و رهبری به نوعی دینی را در ایران داشته باشد آن هم بعد ده سال در قم از پی چه پیامدها و در پی چه اهدافی است.
یافتن جای‌گاه امامت که این روزها از سوی طرف‌داران وی در رده بزرگان قوم مطرح می‌شود، آشتی با برخی از علما که پس از انتخابات پرحادثه ایران لب به اعتراض به روش‌های اداره کشور زدند و یا سفر به قصد ایجاد فرایند تازه‌ای که بتواند استحکام حضور رهبری باشد که این روزها یکی از کسانی که از روی آن در حال عبور است کسی است که وی برای او حتا در برابر مردم هم به روایتی ایستاده است. محمود احمدی نژادی که بارها با ارایه نظرهایی متفاوت با وی نشان داده است که قدرت عبور از رهبر را دارد. آیا این به اتکای نیروهای پشت پرده پرقدرتی است که به این رییس دولت دهم وعده‌هایی را داده‌اند؟


یا به روایت برخی فرزند همین رهبر شاید منتظر تثبیت جای‌گاه رهبری امامتی است تا کار را پی بگیرد؟ اما سفر پر هزینه رهبر ایران به قم که به قول یک روزنامه‌نگار به یاد‌آور جشن‌های دوهزار و پانصد ساله است، در راه است. آیا رهبر ایران حکم امامت را خواهد گرفت و یا خبری دیگر در راه است از نکته‌هایی است که کمی زمان می‌خواهد.
«محمد‌رضا مدحی» تحلیل‌گر نظامی و استراتژیستی است که در بدنه رهبری نظام سمت داشته است. مدحی در مصاحبه امشب به این سوال من پاسخ داده است که آیا قرار است پروژه عبور از رهبری استارت بخورد؟ آیا می‌توان باور کرد که با این شرایط موجود ایران در بحران نیست؟
گفت‌و‌گوی این برنامه با محمد‌رضا مدحی است:
فایل صوتی را از اینجا بشنوید




لینک منبع: http://radiokoocheh.com/article/64278

read more...

شنبه ۱۶ اکتبر ۲۰۱۰

پیش درآمدی بر سفر رهبری به قم ، تهدیدات و فرصت های پیش روی جنبش

با گذشت حدود 10 سال از سفر رسمی رهبری به قم، سفر قریب الوقوع وی در حالی انجام میشود که کشور در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ... نسبت به سفر قبلی وی دستخوش تغییرات فراوان و اساسی واقع شده و مشکلات عدیده گردیده است از جمله : عدم اقبال ایشان در هدایت صحیح کشور و مورد سوء استفاده قرارگرفتن از سوی برخی جناح های سیاسی، هزینه کردن جایگاه رهبری برای گروهی خاص، که در واقع بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که آن حمایت ها را نیز میتوان در ردیف بازی خوردن های سیاسی ارزیابی کرد و موجب دلخوری بسیاری از بزرگان حوزه گردیده، و نیز مقبولیت رهبری در نزد افکار عمومی حوزوی یعنی روحانیون و طلاب علوم دینی و مراجع بیش از پیش کم رنگ شده است. با این حال که خود ایشان نیز از عدم استقبال علما و روحانیون برجسته از خود اطلاع کافی دارد و به عواقب این کم اعتنایی آگاه و واقف است لذا مهیا شدن برای این سفر از چند حیث قابل تامل و بررسی می باشد.
 دو حالت متصور است:
1- این سفر با میل و موافقت ایشان و برنامه ریزی مشاورین ایشان انجام میگردد که در آن صورت :
الف) با توجه به محتمل بودن مشاوره های اشتباه (جهت دار و عمدی) جهت تخریب ایشان، مشاوره های اشتباه توٲم با القاء این موضوع که این سفر میتواند در این شرایط نتایج قابل توجهی داشته باشد، موجب این سفر شده است.
ب) با توجه به حمایتی که ایشان تاکنون از دولت احمدی نژاد نموده است (آنهم نیز در اثر مشاوره های اشتباه و جهت دار بود)، بی اعتنایی و اعتراض علمای قم به دولــت و شخـص احمدی نژاد موجب شده است تا وی جهت تقویت ارتباط بین قم و دولت شخصا پیش قدم شده باشد تا با  جلب حمایت حوزه، عرصه را بر مخالفین خود تنگتر نماید.
که در این حالت نیز با دست خالی باز خواهد گشت.
ج) عده ای نیز معتقدند جهت اعلام مرجعیت عام و تثبیت امامت این سفر انجام میگیرد.
2- این سفر به اجبار و در شرایطی که ایشان ناچار به انجام آن است انجام میگردد که در آن صورت:
الف) با توجه به فشار همه جانبه مبنی بر استیضاح وی ( نامه کروبی به هاشمی، نامه کدیور به هاشمی، نامه کنشگران اجتماعی مانند نوریزاد به آیت الله خامنه ای، انتشار شایعه نامه آقای صادق لاریجانی به آیت الله خامنه ای و ...) و اجرای بدون کم و کاست اصل 111، برای جلب نظر علما و جلوگیری از این اتفاق و گرفتن تائیدیه، ناچار به این سفر است.
ب) در زمان نبود وی عده ای از موافقان افراطی وی جهت حفظ قدرت و ثبات دست به اقداماتی از جمله حذف و یا دستگیری های گسترده در سطح سران مخالفین بزنند لذا وی جهت حفظ جایگاه رهبری بناچار به این سفر میرود.
ج) فرستادن وی به این سفر جهت حذف فیزیکی ایشان توسط دارو یا ... ومتهم نمودن علمای مخالف و آماده کردن بستر حذف مخالفان تفکر فرقه مصباحیه و تثبیت تفکر تک قطبی.
د) فرستادن وی به این سفر و تخریب نمودن وجهه وی و سپس انجام کودتا توسط یک طیف و مطرح نمودن رهبری هاشمی شاهرودی که تقریبا همه چیز برای رهبر شدن ایشان مهیا بوده و می توانند روی وی به اجماع برسند و ...
در حالت دوم که بسیار محتمل است، رهبری به ناچار به این سفر میرود تا اعتبار خدشه دار شده جایگاه رهبری را باز سازی نماید و مقدمه آشتی حوزه و طیف رهبری شود. در ماه های اخیر شاهد اوج اختلافات میان هاشمی رفسنجانی و ایشان بودیم که در زیر به صورت کامل بدان اشاره میگردد.
همگان بر سراین موضوع اتفاق نظر دارند که پاشنه آشیل هاشمی رفسنجانی فرزندانش میباشد و هنگامی که به فرزندان وی فشار وارد میشود وی عقب نشینی میکند. پس از جریانات انتخابات 88 و اعتراضات علنی هاشمی رفسنجانی به شخص رهبری و سپس خروج مهدی هاشمی، آیت الله خامنه ای تمام تلاش خود را بکار بست تا با تحت فشار گذاشتن فرزندان هاشمی در شرایط بحرانی آن زمان، هاشمی را به عقب براند که در این راستا می توان به جریان انداختن پرونده مهدی در پلیس اینترپل، آزار و اذیت و سلب امنیت جانی فرزندان هاشمی مانند فائزه اشاره نمود که نهایتا منتج به اجلاسیه خبرگان سال گذشته و دفاع همه جانبه هاشمی از رهبری و سکوت ایشان در برابر مسائل اخیر گردید و سپس با این عقب نشینی، رهبر جمهوری اسلامی نیز عقب نشست و تا مدت ها دستگاه قضایی در خصوص پرونده فرزندان هاشمی اظهار نظر ننمود و در خصوص دانشگاه آزاد و درگیری میان احمدی نژاد و دانشگاه آزاد، رهبری طرف هاشمی بلند شد و اظهار کرد که دانشگاه آزاد باید به روال قبل اداره گردد.
 اما با گذشت چند مدت و اینکه هاشمی اطراف خود را تقویت نمود با برنامه ای کاملا از پیش تعریف شده و نسبتا پیچیده به مصاف آیت الله خامنه ای رفت. در اجلاس اخیر خبرگان شدیداً به سیاست های ماجراجویانه و غلط دولت احمدی نژاد تاخت و توانست اکثریت خبرگان را با خود همراه نموده و طرفداران آیت الله خامنه ای در این مجلس خبرگان را به انزوا بکشاند. در ماجرای نامه نگاری ها نیز مفروض است ابتدا به خواست هاشمی، کروبی به هاشمی نامه مینویسد و در اعتراض شدیداللحن به مواضع رهبری و عملکرد ضعیف وی از هاشمی خواستار اجرای اصل 111 قانون اساسی میشود و این نامه را علنی مینماید. در مرحله بعدی با به وجود آوردن فضایی که باب انتقادات به رهبری باز گردد کنشگران اجتماعی ترغیب میشوند تا نامه های اعتراضی به آیت الله خامنه ای بنویسند مانند نامه های محمد نوریزاد به رهبری، سپس حلقه کدیور با محوریت خود او که بسیار نیز نزدیک به مهدی هاشمی میباشد بنا به هماهنگی های قبلی و خواست هاشمی یک نامه حقوقی و بنظر مستدل با ذکر موارد فقهی که ولایت آیت الله خامنه ای باطل گردیده است به هاشمی مینویسد و از هاشمی خواستار اجرای وظائف مجلس خبرگان میگردد و سپس این نامه را علنی میکنند و سپس دست به اختلافاتی صوری در خبرگان مبنی بر لزوم پاسخگویی به این نامه  میزنند سپس هاشمی در اظهار نظری آشکار اظهار مینماید که شما نیز مورد خطاب قرار گرفته اید اگر نیاز می بینید پاسخ دهید و در آخر با ذکر اینکه برخی ایرادات وارده را خود من نیز قبول دارم و در صورت لزوم پاسخ داده خواهد شد به مشتعلتر شدن این جریان دامن میزند. سپس حلقه جرس نزدیک به مهاجرانی که وی نیز ارتباط نزدیکی با مهدی هاشمی دارد دست به انتــــشار نامه ای غیرواقعی و انتقادی از سوی لاریجانی به آیت الله خامنه ای میزند تا پازل تکمیل گردد و القاء این موضوع که اعتراضات همه جانبه به رهبری وارد شده است مقدمات استیضاح را فراهم آورند.در برخی موارد نیز مانند پیش از انتخابات تبخیر مسائل سری کشور را از زبان همسر هاشمی عفت خانم میتوان شنید.
 ایشان پیش از انتخابات گفت اگر تقلب شود مردم به خیابان میریزند. مشارالیها در اظهار نظری جدید عنوان نمودند که مهدی با افتخار به کشور بازخواهد گشت به صورتی که بسیاری از طرفداران وی در فرودگاه به استقبالش خواهند رفت، لذا این موضوع نیز بسیار قابل تامل است.
از طرفی نباید نادیده گرفت مدتهاست هاشمی رفسنجانی در خبرگان شورایی شدن رهبری را مطرح نموده است و از سویی دیگر با اعلام مرجعیت هاشـمی شاهــرودی، راه اندازی وبسایت رسمی وی به چند زبان، حتی قویتر از سایت رهبری، قائم مقامی وی را تثبیت نمودند تا آن اشتباهی که در ارتباط با آیت الله خامنه ای مرتکب شد مجدداً مرتکب نشود تا بدین ترتیب پیش از اعلام رهبری، وی صلاحیت مقام رهبری را احراز نموده باشد.
به همین منظور آیت الله خامنه ای ناچاراً باید قدم به این سفر بگذارد تا اقبال خود را امتحان نماید (شاید هم بازی باخت باخت خود را امتحان نماید). و البته به علت فشار مجلس خبرگان و ارزیابی خود رهبر جمهوری اسلامی از میزان وجاهت و مقبولیتش نزد علمای قم، دلیل دیگر انجام این سفر می باشد.
این نکته حائز اهمیت است که هاشمی شاهرودی در این چند مدت اکیداً اظهار نظری در خصوص مسائل انتخابات به نفع و ضرر جناح خاصی ننموده است و به نوعی میتوان گفت که وی را، که دارای وجاهتی ( ساختگی و غیرواقعی ) بین جریان اصلاحات و سبز نیز هست، تا به حال هزینه ننموده اند تا در زمان نیاز با حمایت همه گروه ها و جریانات با تغییر رهبری و استراتژی حفظ نظام، با ایجاد امید به آینده بهتر و با تغییر رهبری، خطر سقوط نظام را ولو با هزینه نمودن آیت الله خامنه ای، از سر بگذرانند.
در این میان البته سفر احمدی نژاد به لبنان که قرار بود چند روز به طول بیانجامد، با اعلام خبر رسمی زمان دقیق سفر رهبری به قم، ( 27/07/1389 ) به دو روز کاهش یافت و بنا به دلایل نامعلوم از جنبه عمومی به سرعت به ایران باز میگردد.
عده ای از کارشناسان با نفوذ سیاسی معتقدند احمدی نژاد به همراه عده ای در زمان نبود رهبری در تهران و همچنین همزمان با تخریب شدن وی در قم، قصد انجام کودتا و اعلام رهبری هاشمی شاهرودی را دارند که با توجه به اینکه همیشه عنوان شده است این جریان از رهبری نیز عبور خواهد نمود محقق خواهد شد.
در تشریح علل انجام سفر آیت الله خامنه ای به قم و در حالت اول یعنی ایشان با میل خود به این سفر میرود که کاملا شکل خوش بینانه ماجراست. مشخص است که قم با توجه به جو حاکم و اتفاقاتی که پس از انتخابات افتاد مانند حمله به نام طرفداران وی به خانه علما مانند حضرات آیات عظام منتظری (رضوان الله تعالی) و صانعی و تخریب بیوت آنها، فیلتر کردن سایت های ایشان و همینطور ایجاد مزاحمت برای روحانیون ناراضی و از طرفی دیگر بازداشت گسترده بسیاری از روحانیون مخالف، اکیداً تمایلی به پذیرفتن وی آنهم با این وضعیت ندارند.
لذا میتوان اینگونه ارزیابی نمود در حالتی که رهبری با میل خود اما تحت تاثیر مشاوره های اشتباه به این سفر می رود، عده ای درصددند با علم به اینکه ایشان تخریب شده به تهران بازخواهد گشت برای پیشبرد برنامه های آتی خود و هموار نمودن مسیر حذف وی، ایشان را ترغیب به انجام این سفر نمایند.
ایشان تحت تاثیر آن مشاوره ها  در این سفر سعی خواهد کرد به هر نحو ممکن با وعده و وعیدهایی که به مراجع و روحانیون می دهد چهره مخدوش جایگاه خود را نزد آنان ترمیم کند و پایگاه روحانیتی خود را در حوزه مستحکمتر از گذشته کند که در صورت تحقق، می تواند مهمترین دستاورد این سفر باشد.
اما در خصوص حمایتی که ایشان از دولت نمود و بعدها احمدی نژاد در برابر وی مواضع سرسختانه ای اتخاذ نمود، بنا به  موضع گیریها و عملکرد دولت دلخوری ها و واکنش های تندی را از سوی مراجع و حوزویان حتی مراجع نزدیک به رهبری همچنون آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله نوری همدانی را در پی داشته است که می توان به اظهارات احمدی نژاد در خصوص مساله حجاب و اخیراً هم اظهار نظر در رابطه با منشور کورش و اظهارات مشایی در خصوص مکتب ایرانی بجای مکتب اسلامی و طرفداری سرسختانه احمدی نژاد از وی  اشاره داشت که جهت دلجویی و ترغیب به دیدار علما با دولت نیز میتوان این سفر را ارزیابی نمود.
البته حالت اول بسیار بعید به نظر میرسد، اما در مفروضات جای خود را دارند.
اما از میان تمام مواردی که ذکر شد برای مردم ایران و جنبش جمع یاران آماده باشی کامل جهت رویارویی با جریانات احتمالی لازم بوده و میبایست از نقش پدر خوانده های قدرت و قدرت طلبان غافل نباشند و خود را جهت روزهایی پر از حوادث سخت آماده نمایند تا اشتباهات تاریخی گذشته تکرار نشود.

قریب به سه ماه قبل و پس از بازگشت از یک سفر سخت به آقایان سید محمد کشتزاری و احسان سلطانی begin_of_the_skype_highlighting     end_of_the_skype_highlighting در منزل خود عرض نمودم که در چهار ماه آینده ایران آبستن حوادثی هولناک خواهد شد و لذا برای آنروز باید تدبیری اندیشد ! امروز باز بر سر همان عرایض خود بوده و اعلام میدارم که میبایست تدبیری از برای برون رفت از بحران کشور و پدرخوانده های داخلی اتخاذ گردد.
با تشکر
سید رضا حسینی ( مدحی )
دبیر کل جنبش جمع یاران
read more...

دوشنبه ۱۱ اکتبر ۲۰۱۰

به مجنون گفتند زنده بمان،کاش میماند

معمولا به ما که در جنگ نبودیم و در اوایل و اواسط جنگ به دنیا آمده ایم میگویند شما که در آن زمان نبودید چرا اینقدر به این تاریخ میپردازید، میگویم برای اینکه این تاریخ،تاریخ پرافتخاریست.مانند آن نسل شاید دیگر تکرار نشود.مرور خاطرات آنها به انسان درس استقامت و ایستادگی در دفاع از حق و حقیقت را میدهد . میگویم اگر ذره ای از خلوص و صداقت آنان را که در خاطرتشان میتوان یافت، افرادی که امروز بر مناصب کلیدی حاکمیت تکیه زده اند به کار میبردند کشور گلستان میشد.
آنان که رفتند و ساک منافعشان را پشت خاکریزها زمین گذاشتند یا خیلی هایشان اصلا ساک منافعی نداشتند که زمین بگذارند و جانشان را دستشان گرفتند و جاودانه شدند میتوانند برایمان چون چراغ راهی در این مسیر پرهزینۀ مقابله با ظلم و قدرت طلبی باشند.مرور خاطرات و تاریخ دفاع مقدس برایمان درس وفاداری و استقامت و پایداری در راه مبارزه با باطل است.
جزیره مجنون!
نمیدانم چرا نامش را مجنون گذاشته اند، آنجا محل عروج سه شقایق عاشقی است که هر کدام برای خود در عاشقی روی مجنون را سفید کرده بودند. شهدای بزگواری چون «حمید باکری»،«محمد ابراهیم همت»،«مهدی باکری».آقا حمید و آقا مهدی که پیکرهای مطهرشان آنجا جا ماند و شهید همت نیز سرش را در آنجا تقدیم کرد. جزیرۀ "مجنون " ،عشاقی را جاودانه کرد که پس از آن شرمش میشود مجنون خطابش کنند. شرح این عشق ها را باید گفت. باید گفت آنها که جان بر کفشان گرفتند آنان که نوک پیکان نبرد و دفاع از حق بودند ابتدا مشق عاشقی ها کردند و پیش از آنکه با دشمن بجنگد با خودشان جنگ هایشان را کرده بودند که به مقام فلاح رسیده بودند و به جز خدا و رضایتش هیچ چیز نمیدیدند.رضایت خدا در چه بود؟ بیشک دفاع از جان و مال و ناموس مردم را رضایت خدا میدانستند.
این " مجنون " چه رازهایی در خودش دارد.این ها واقعا روحشان چقدر بزرگ شده بود و آن خاکریزها با این ها چه کرده بود که نقل میکنند " داشتند زمین و زمان را به هم می دوختند . گرد و خاکی بپا بود ، حمید افتاده بود توی کانال . نمی شد رفت طرفش . بچه ها گفتند : اول جنازه حمید را بیاورین پشت . مهدی اجازه نداد . گفت : اول بقیه شهداء آخر حمید . آتش خیلی سنگین بود جنازه رجبی درست افتاده بود ابتدای کانال ، یک کالیبر 50 آن جا را یکریز می کوبید . مهدی و جوادی رفتند زیر آتش تلاش کردند بالاخره جنازه رجبی را آوردند .اما هنوز جنازه حمید بر زمین مانده بود خط تثبیت نمی شد . دشمن فشار می آورد . بچه ها گفتند : برویم حمید را بیاوریم . گرد و خاک روی صورتش نشسته بود و روی مژه هایش . گفت : نه نمی خواهم برای برادر من جانتان را از دست بدهید ، همه بسیجی ها مثل حمید برادر من هستن . مجبور بودیم برگردیم . زیر آتش مستقیم بودیم برگشتیم حمید ماند آن طرف ، مهدی را دیدم که اشک داشت دو راه توی پهنی صورت خاکیش باز می کرد." شاید همان باعث شد که پس از آن اندوهی عجیب بر چشمانش باشد.شايد به خاطر همين حس بود که دعا کرد جنازه خودش هم پيدا نشود. و نوشت دعا میکنم تا تکه تکه شوم تا جنازه ام یک وجب از خاک این دنیا را اشغال نکند و همان شد که در عملیات بعدی در دجله قایقش هدف گلوله مستقیم آرپی جی قرار گرفت و پیکر مطهرش هیچگاه پیدا نشد .اما حالا ، " مسئول فلان سازمان تا به ایل و تبار و فامیل های خودش رسیدگی نکند و اگر یک پستی از پدر زن فرزندش تا فلان پسرخواهرش ندهد که به کار کسی رسیدگی نمیکند و حتی حاضر است برای پشتیبانی از هزار خطا و اشتباه او با صد نفر درگیر شود ."
این است که باید تاریخ جنگ واکاوی شود . شرح این عاشقی ها را باید گفت. چه دیده بودند که شهید کاظمی از آخرین صحبتش با آقا مهدی نقل میکند « روز آخر بدر بود . در حریبه به محاصره افتاده بود . کمی مانده به جاده بصره – العماره. بی سیم فس فس کرد . برگرد مهدی وضع خیلی بد است ، مهدی گفت: اگر بدانی چه چیزهایی می بینم ، یک آن نمی ماندی آنجا . احمد تو هم بیا ، خودت را برسان اینجا تا همیشه با هم باشیم . بیا احمد بیا . بی سیم دیگر خاموش شد و مهدی رفت.» دیگری میگوید « به او گفته بودند تو فرمانده ای و نباید تا آنجا جلو بروی حتی با او دعوا کرده بودند و با اینکه هیچ کس عصبانیتش را ندیده بود از پشت بیسیم داد زده بودند: من تکلیف می کنم بیای عقب . مهدی جواب داده بود : تکلیف من این است که همین جا پیش بچه هایم ... پیش نیروهایم بمانم تمام.»
چه رازها در خود داري، مجنون، كه روايت راويانت به رنگيني رنگهاي رنگين كمان است.از کدام سویش بگوییم .راز های سر به مهر دو برادر را که دیروز خودشان در دفاع از حقیقت جاودانه شدند حتی برچسب خوردند و مهدی ماند و پس از شهادت حمید شنید که میگویند «او رفته به عراق پناهنده شده ست.» يا خودش هم رفت و دیگران گفتند: «كاش مهدي توبه كرده باشد، وگرنه شهادتش ...» و امروز خانواده هایشان و بازماندگانشان و راویانشان چون محمد نوریزاد از پرچمداران مبارزه با ظلم شده اند.
آنها میدانستند که جاودانه ماندن نیز در رفتن است . چه زیبا شهید آوینی میگوید پندارما اينست كه شهدا رفته اند و ما مانده ايم اما حقيقت اينست كه شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است .اما کاش مجنون ها زنده میماندند و این روزها به یاریمان می آمدند ، یا شاید اگر زنده بودند چنین وضعی نداشتیم.
تلاش ما باید این باشد که این تاریخ پرافتخار را که سراسر پر است از خلوص و پاکی و خدمت بی چون چرا به مردم و حفاظت از جان و مال و ناموس آنها را بسط و گسترش دهیم تا ما نیز در راه مبارزه با ظلم و تمامیت خواهی و قدرت طلبی عده ای که پست های کلیدی کشور را تصرف نموده اند مانند آنها بیتوقع در این مسیر گام برداریم . در دوره تخصصی آموزش رسته ای در یکی از کلاس های آموزشی در حبیب اللهی اهواز ، استادی در دفترم اینگونه نوشت " نوجوان 14 ساله ای که در زمستان سال 63 در منطقه طلائیه جاودانه شده بود لبانش آنگونه باز بود که گویی میخواست چیزی به آدم بگوید و چشمانش آنچنان پرسگرایانه به ما مینگریست که گویی میخواست چیزی بپرسد،خوب که با چشم دل گوش میدادیم میشنیدیم که میگفت : بعد از ما شما چه کردید؟ " کاش اقتدارگرایان پاسخ دهند بعد از شهدا چه کردند؟ راه آنان را چگونه ادامه دادند و پس از آنان چه کردند؟ با خدمت به مردم از شرمندگی شهدا درآمدند یا با گسترش فقر و ظلم و شکنجه و افزایش زندان ها و از همه دردآورتر به باد کتک گرفتن خانواده هایشان برای ادامه بقا و ماندگاری خویش از شرمندگی آنان در آمدند.
احسان سلطانی
read more...

مدعی العموم مدعی کدام عموم؟

مطابق ماده 10 آئین نامه اصلاحی قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب وظائف مدعی العموم مطابق آنچه در ماده 3 آئین دادرسی مقرر گشته بر عهده دادستان کل کشور است بر این اساس دادستان میتواند مدعی حقوق عامه مردم گردد که قانون اساسی به صورت تمثیلی بیش از 70 مورد از این حقوق عامه را احصاء نموده است.
اگر چه اجرا،اعطا،احقاق،استیفا،احیا و اقامه حقوق عامه از وظائف مدعی العموم است اما تنها ما این نام (مدعی العموم) را در دادگاه های نمایشی و قرائت کیفرخواست هایی از سوی نمایندگانش شنیده ایم که این عنوان نه نام مدعی العموم به عنوان مدافع حقوق عمومی، بلکه جایگاه مدعی جریانی خاص را برایمان تداعی میکند.
مدعی العمومی که این روزها مشخص نیست به نمایندگی از کدام عموم از پنج کتاب قانون مجازات ،در مراحل رسیدگی به پرونده ها تنها فصل جرایم ضد امنیتی داخلی و خارجی کشور را آنهم به اشتباه آموخته است و در تشخیص مصادیق آن نیز دچار اشتباهات فاحش است و از طرف عمومیت بر مبنای آن مفاد ، کیفرخواست های سنگین صادر میکند.
این آقای مدعی العموم که بر مسند دادخواهی تکیه زده است آیا نامه های زندانیان و دفاعیاتشان مبنی بر ایراد شکنجه،توهین و آزارهای جسمی و روحی به منظور گرفتن اعتراف از سوی بازجویان و ماموران امنیتی ، یا درخواست خانواده قربانیان کهریزک مبنی بر محاکمه آمران آن جنایات را دیده و یا شنیده است ؟ مگر غیر از این است که مطابق ماده 578 قانون مجازات " هر يك از مستخدمين ومامورين قضائي يا غير قضائي دولتي براي آنكه متهمي را مجبور به اقرار كند او را اذيت وآزار بدني نمايد علاوه بر قصاص يا پرداخت ديه حسب مورد به حبس ازششماه تا سه سال محكوم ميگردد و چنانچه كسي دراين خصوص دستورداده باشد فقط دستور دهنده به مجازات حبس مذكور محكوم خواهد شد واگر متهم بواسطه اذيت و آزار فوت كند مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات قتل را خواهد داشت ." پس چگونه است که این مواد در جریان رسیدگی قضائی به پرونده ها از صفحات کتاب قانون گم میشوند و دفاع از جناحی خاص در آن اوضاع بر دفاع از حقوق عموم مردم ارجحیت پیدا میکند؟
مگر غیر از این است که قانون مجازات برای افرادی که اقدام به هتك حرمت اشخاص و توهين به افراد از قبيل فحاشي واستعمال الفاظ ركيك و یا اجتماع و تباني مبادرت نمایند و عليه نفوس يا اموال مردم اقدام نمايند مجازات در نظر گرفته است؟ پس چگونه میشود که افرادی در روز روشن به حقوق شهروندی اشخاص تعرض میکنند ،اقدام به تخریب اموال آنان و همسایه هایشان مینمایند،به اولیه ترین حقوق شهروندی افراد مانند حق دید و بازدید آنها بی احترامی نموده و اسباب آزار آنها را فراهم می آورند و از آنجایی که این موضوعات صرفنظر از مطالبه ضرر و زیان شخصی، از حیث ایجاد نا امنی و هرج و مرج و ترویج خودسری! (مطابق آنچه هیچ سازمان و نهاد دولتی این اقدامات را به گردن نگرفته و مدعی انجام آن جرائم از سوی نیروهای خودسر شده بودند) واجد حیثیت عمومیت نیز بوده و جنبه عمومی پیدا میکند مدعی العموم به نیابت از جامعه به اعاده و استيفاي حقوق مردم برنمیخیزد و خواستار تحت تعقیب قرار گرفتن آنها نمیشود؟
چگونه است که مدعی العموم در زمان صدور کیفرخواست به نمایندگی از عموم! در دادگاه های نمایشی و پر حرف و حدیث ید طولی دارد اما در اینگونه موارد که عده ای اوباش نظم عمومی را بر هم میزنند و ناامنی ،خفقان و خودسری را ترویج میکنند ، به دل و گوشش مهر نهاده و بر چشم‌هایش پرده افکنده میشود؟
آیا با این شرایط که صاحب این مسئولیت خطیر(مدعی العمومی) تنها بر مسند مدعی الجناحی تکیه زده و تمام ابزار و امکانات و قدرت خویش را بسیج نموده تا به به جای حقوق عامه ،به اجرا،اعطا،احقاق،استیفا،احیا و اقامه حقوق جناح اقتدارگرا جامه عمل بپوشاند ، عموم مردم به ایشان از جانب خود نمایندگی میدهند یا داده اند که به نام آنها منافع جناحی قدرت طلب و تمامیت خواه را تامین کند؟ به امید روزی که دستگاه قضا که یکی از مهمترین ارکان کشور است از شر این فساد،بیماری و قضاوت تحت تاثیر افراد قدرت طلب و مستبد رهایی یابد.
read more...

جمعه ۸ اکتبر ۲۰۱۰

اجرای فاز عملی طرح “نهضت مقاومت” در سپاه را جدی بگیریم

منابع موثق از آغاز فاز عملی طرح موسوم به "نهضت مقاومت" در سپاه پاسداران خبر می دهند که مطابق آن، قرار است از پایگاههای بسیج سراسر کشور نیروهایی انتخاب و کادر سازی شوند، تا اگر شرایط فعلی به تنش، تشنج و نهایتا بحران تبدیل شد و حکومت نهایتا در مدیریت بحران موفق نبود و تا مرز عدم بقا پیش رفت، شبکه ای از معتقدترین ها به مجموعه حکومت وجود داشته باشند تا تحت هر شرایطی قابل فراخوان و در اختیار باشند.
هدف از تشکیل این شبکه ها، "کنترل مجدد و به هر طریق اوضاع" اعلام شده و مطابق ابلاغ این دستورالعمل، در صورتیکه حوزه ها و پایگاه های بسیج سقوط کردند، افراد منتخب، توسط سرتیم ها فراخوان شده و در مرکزی تحت عنوان "مرکز عملیات اضطراری" حضور بهم رسانند و نسبت به اجرای دستورات آمادگی کامل و از پیش را داشته باشند.
بنا به گزارش منابع موثق، از اواخر شهریورماه امسال، از نواحی مقاومت بسیج، یک نفر نیروی رسمی در هر حوزه مستقر نموده اند و وظیفه این فرد آن است که در جلسات مختلف از جمله کمیسیون هایی مانند کمیسیون های فرهنگی، بازرسی، اطلاعات، عملیات، شورا و این قبیل جلسات که هفته ای یکبار برگزار می گردد شخصا حضور پیدا می کند و از هر پایگاه نیز در جلسات شورای آنها به صورت موردی سرکشی می کند.
این افراد جلسه ای نیز با فرماندهان آن حوزه ها و تمام پایگاه های زیر مجموعه برگزار نموده اند که دستور کار آن جلسه توجیه نسبت به طرحی به نام طرح نهضت مقاومت بوده است.
در این جلسات فرد مامور از طرف آن ناحیه، به فرمانده و شورای حوزه های تابعه و همچنین فرماندهان پایگاه زیر مجموعه تاکید نموده است:
"طرح نهضت مقاومت یعنی اینکه اگر شرایط ما از ثبات به تنش و از تنش به تشنج و نهایتا به بحران تبدیل شد و شرایط به گونه ای بود که در مدیریت بحران موفق نبودیم و آن بحران به عدم بقا منجر گردید شبکه ای از معتقدترین ها به مجموعه نظام را داشته باشیم تا بتوانیم تحت هر شرایطی آنها را فراخوان نماییم و در اختیار داشته باشیم، تا توسط همان شبکه ها اوضاع مجددا تحت کنترل قرار گیرد؛ که مطابق ابلاغ آن دستورالعمل، در صورتیکه حوزه ها و پایگاه های مقاومت سقوط کردند، افراد منتخب توسط سرتیم ها فراخوان گردند و در مرکز "عملیات اضطراری" حضور بهم رسانند و نسبت به اجرای دستورات بعدی آمادگی کامل را داشته باشند."
این منبع خاطرنشان کرد که در این مرکز عملیات اضطراری، مجدداً فرمانده هر حوزه ملزم به ایجاد مرکز در خارج از محل استقرار حوزه و پایگاه ها - با در نظر گرفتن شرایط یک مرکز عملیات اضطراری- (مشرف بر مهمترین ورودی و خروجی های حوزه استحفاظی، دارا بودن پارامترهای مباحث دفاع غیر قابل نفوذ، قابلیت نگهداری سلاح و مهمات و اینگونه موارد) می باشد.
بنابراین هر حوزه مطابق آمایش سرزمینی خود، موظف شده است تا به پایگاه های زیر مجموعه خود ابلاغ نماید تا به صورت بسیار خاموش، هر پایگاه پنج نفر را تا ماه آینده از میان نیروها انتخاب نمایند و به ایشان معرفی کند.همچنین فرم هایی تهیه شده است به نام فرم "نشان افراد"؛ به معنی نشان کردن و انتخاب آنها و پیجرهایی مختص آن افراد به همراه دفترچه کد و رمز مربوطه تهیه شده و در اختیار فرماندهان حوزه ها قرار گرفته است.
با در نظر گرفتن اصول حفاظتی برای آن افراد یک کد تعریف می گردد و تنها فرماندهان پایگاه ها و حوزه ها آنها را در موافع نیاز به توسط همان کد ها فراخوان می نمایند .
این گزارش آورده "گویا قرار است کارگاه های آموزشی مرتبط با این طرح نیز در سطح حوزه ها برای اشرافیت و توجیه بیشتر بر این طرح انجام پذیرد."
همچنین آمده است "فرماندهان حوزه ها توجیه شده اند با توجه به امتیاز پایگاه های زیر مجموعه که مطابق فرم های نظارت ستادی سه ماهه، شش ماهه و سالیانه مشخص گردیده است، نسبت به ایجاد ساختار دو تیم زیر نظر تیم پایگاه با امتیاز بالاتر اقدام نمایند و در نهایت نوک هرم این تیم ها به حوزه مقاومت و فرد مامور شده از ناحیه مربوطه ختم می گردد."
طرح نهضت مقاومت در شرایط کنونی از دو منظر قابل توجه و بررسی است:
انتخاب نمودن پنج نفر از هر پایگاه مقاومت که حداقل هر پایگاه دارای صدها عضو عادی و فعال است و هر حوزه نیز دست کم دارای ١٢ تا ١۵ پایگاه زیرمجموعه می باشد و در برخی نواحی مطابق آمایش سرزمینی ٢۵ تا ٣۰ پایگاه، یعنی متوسط هر حوزه ١۰۰ نفر را می تواند سازماندهی کند، نشان از این دارد که برآورد فرماندهان سپاه در زمان بحران های جدی این است که بیش از نود درصد نیروهایشان از آنجایی که جزیی از مردم هستند، ریزش خواهند نمود. بنابراین از هر پایگاه به آن تعداد اندک و تحت آن اصول حفاظتی بسنده نموده اند .
با توجه به اینکه برخی فرماندهان سپاه و مقامات امنیتی از روی دستپاچگی مطابق تقاطع گیری و برآورد نهادهای اطلاعاتیشان به یک شورش اجتماعی در اثر فشارهای اقتصادی پیش رو اعتراف و اعلام خطر نموده بوند، لذا هراس از بحرانی جدی و غیر قابل کنترل در اثر خروش توده مردم آنها را بر آن داشته است تا خود را برای شرایط کاملا بحرانی آماده نمایند.
read more...

سه‌شنبه ۵ اکتبر ۲۰۱۰

این پلیس که امروز اینگونه مانور میگذارد و قلدری میکند همان پلیس روز عاشوراست که از مردم کتک میخورد؟

گویا نیروی انتظامی خاطرات روز عاشورا و کتکی که از مردم خورده را فراموش نموده است.مشخص نیست چقدر برای برگزاری این مانور هزینه نموده اند تا خواسته های به حق مردم معترض را اینگونه به تمسخر بگیرند.فرماندهان نیروی انتظامی به جای اینگونه نمایش ها و اقدامات مضحک بروند مانور برگزار کنند و جلوی قتل ،غارت ، دزدی ها،نا امنی ها ،ترورها و هزاران جرم و بزه اجتماعی دیگر را بگیرند.واقعا جای تاسف دارد معلوم نیست مانور اقتدار برگزار نموده اند یا سیرک تخلیه روانی عده ای بسیجی و اراذل و اوباش.

روز عاشورا

مانور جدید

روز عاشورا
مانور جدید
روز عاشورا
مانور جدید

read more...

سپاه در بن بست تحریف و تاویل ، نقض میکند

فرماندهان سپاه در لباس نظامی این روزها در مصاحبه های متعدد خود از لزوم دخالت سپاه در مسائل سیاسی سخن میرانند و در اظهار نظری آشکار فرمانده سپاه محمد رسول‌الله تهران تصریح کرد که " دخالت نکردن نظامیان در سیاست شامل بسیجی‌ها نمی‌شود" وی در مصاحبه ای تفصیلی با خبرگزاری کار ایران ایلنا گفت " این برداشت غلط و اشتباهی است كه فكر می‌كنند بسیجی‌ها نباید وارد عرصه‌های سیاسی شوند" و ادامه داد "بسیجیانی كه به عضویت نهادهای نظامی در‌آمده باشند، حق ورود در فعالیت‌های سیاسی را ندارند." اما در فاصله کمتر از 5 روز در مصاحبه ای اختصاصی با خبرآنلاین گفت " اینکه می گویند سپاه سیاسی شده درست نیست. اصلا سپاه از روز اول که تشکیل شد، سیاسی بوده است. سپاه اگر وارد عرصه سیاسی نشود اصلا سپاه نیست. "

سپاه پاسداران به عنوان جریان مجری تفکری تندرو که بارها اشاره شده این جریان با تفکرات فوق رادیکال و مسموم خود برای ضربه زدن و نابود كردن اندیشه های اصیل و آرمانهای اوایل انقلاب و همه كسانی كه با اعتقاد برای اجرای آن اندیشه ها كار كرده‌اند تلاش می‌كند و علیرغم اینکه امروز در اقلیت هستند و مدافعان تشکیلاتی آن کم اما با تسخیر سنگر به سنگر نهادهای امنیتی،فرهنگی،اقتصادی و سیاسی کفه ترازوی قدرت به سمت آنها سنگینی میکند و با قدرت هر چه تمام این روزها بدون هیچ هراسی دیگر دست از تحریف و تاویل سخنان اولین رهبر و بنیانگذار این انقلاب برداشته اند و به بیان صحیح تر با نقض سخنان وی ،برای ادامه بقا و حفظ قدرت خود ، مخالف جهت او با نام پاسداری از انقلاب اسلامی حرکت میکنند.

در واقع فرماندهان سپاه در اثر دستپاچگی در دفاع از خود در برابر اقدام بسیار هوشمندانۀ 7 چهره شاخص اصلاح طلب در شکایت از اقدامات سپاه و نقششان در تقلب آشکار و گسترده انتخابات سال 88 ،مجبور به اتخاذ چنین مواضعی که خلاف نص صریح آیت الله خمینی مبنی بر عدم حضور نظامیان در مسائل سیاسی بوده است شده اند.

چندی بود که برخی از فرماندهان سپاه به تاویل و تفسیر به مطلوب سخنان آیت الله خمینی میپرداختند و پیاپی نسبت به لزوم دخالت خود در مسائل سیاسی داخلی و خارجی مرتبط با احزاب و جناح ها و گروه ها و اساسا در تمام عرصه ها به بهانه اشراف بر حوزه های امنیتی و مبارزه با تهدیدات ضد انقلاب! تاکید میکردند و بهانۀ اصلیشان نیز برای حضور در عرصه سیاسی کشور و دخالت در همه امور اشرافیت بر تمام حوزه ها به منظور حفاظت از انقلاب بود.به صراحت میتوان گفت سپاه در نقطه ای قرار گرفته است که دیگر تفسیر به مطلوب سخنان آیت الله خمینی یا تحریف آنها پاسخگوی اعمال و حرکاتشان نیست لذا در چرخشی قابل توجه برای خروج از بن بست خلاف آن اظهارات را بیان مینمایند و میگویند " سپاه اگر در سیاست دخالت نکند سپاه نیست "

امام جمعه یکی از مراکز استانها در تاویل و تفسیر سخنان آیت الله خمینی در یکی از مراسم ها در جمع بسیجیان اینطور گفته بود " اینکه می گویند سپاه پاسداران و بسیج به عنوان نیروهای نظامی نمی توانند در سیاست مداخله کنند و آن را به امام نسبت می دهند حرف دشمنان خدا و جریانات فاسدی است که بسیج را سد راه خود می داند. معنای اینکه بسیج در سیاست دخالت نکند این است که بسیج سکولار و بی دین شود... امام هیچگاه چنین چیزی نفرمودند و شما حواستان جمع باشد که مورد سوءاستفاده دشمنان قرار نگیرید... من از فرماندهان می خواهم که در جلسات مقابل این شایعه ها مقاومت کنند"

دلسوزان واقعی انقلاب باید از فرماندهان سپاه بپرسند مگر غیر از این است که آیت الله خمینی صراحتا گفتند « من عرض می کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچیک از احزاب سیاسی، در هیچیک از گروه ها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروه ها وارد نشوید اصلا . تکلیف الهی - شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید» «...و کسانی که در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قوای مسلح را از احزاب کنار بزنند و اگر کسی در حزب هست، باید او را از ارتش بگویند یا در آنجا یا در اینجا و همین طور سپاه پاسداران و همین طور سایر قوای مسلح باید وارد در جهات سیاسی نشوند تا انسجام پیدا بشود. اگر وارد بشوید، بالا خره به هم خواهید زد خودتان را و بالا خره در مقابل هم خواهید ایستاد و نظام را به هم خواهید زد...»

«...برای سپاهی ها جایز نیست که وارد بشوند به دسته بندی و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلا ع دادند که بین سپاهی ها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد می شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلا ف پیدا کنند؟ برای سپاه جایز نیست این. برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست باز می دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در کردارمان که در محضر خدای تبارک و تعالی واقع است، باید فکر بکنیم...»

یا ایشان در زمان تشکیل وزارت سپاه اینچین عنوان نمودند «... باید سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود، که اگر افکار سیاسی وارد سپاه شود جهات نظامی آن از بین می رود. همیشه به سپاه سفارش کنید که آنان خودشان را یک جنگنده خدمتگزار مردم بدانند» از این دست جملات بسیار زیاد بود لذا برای جلوگیری از اطالۀ کلام به همین ها بسنده نمودم و امیدوارم فرماندهان سپاه پاسخی داشته باشند و سیاسیون نیز آنها را مورد خطاب قرار دهند که چه شده یا چه اتفاقی افتاده است که اینگونه این مطالب را فراموش نموده اند اما مدام از امام و انقلاب دم میزنند.

این مسائل را طرفداران تشکیلاتی سپاه که خود را متعهد به انقلاب میدانند باید مورد توجه قرار دهند بیشک این تفکرات مسموم ،تندرو و فوق رادیکال که بر صندلی های فرماندهی سپاه پاسداران تکیه زده است در زمان نیاز مانند نکاتی که در بالا اشاره شد برای برون رفت از بحران برای حفظ خود همه آرمانها را زیرپا خواهند گذاشت زیرا مشخصا معتقد به آن آرمانها و اصول نیستند این را در عملکردشان در تحریف،تاویل،خلاف آن آرمانها حرکت کردن ،ضرب و شتم خانواده شهدا،به بند کشیدن دلسوزان واقعی و هزاران نکته دیگر ثابت نموده است که این عده به جز رسیدن به منافع خود به چیز دیگیری فکر نمیکنند.
احسان سلطانی
read more...